۱۳۹۴ مرداد ۱۸, یکشنبه

تقاضائی عادلانه و مسالمت آمیز از کسبه غیر بومی در بلوچستان


بنام الله مقتدر
بلوچستان و کسبه اشغال گر
بتاریخ: 18/5/1394 شمسی

          بار الها، کمک کن که ملت بلوچ هم مثل دیگر ملل جهان در سرزمین خود بدون مزاحمت اجانب خوشحال زندکی کند.
          یک قشر  از اشغال گران بلوچستان کسبه غیر بومی هستند. باید بدانیم وقتی که تعدادی غیر بومی که از مشهد و بیرجند و تهران و اصفهان و کرمان و غیره  به بلوچستان میآیند و در شهرهای مختلف آن  شروع به کسب و کار و مغازه داری میکنند عملا  بخشی از حقوق مردم بلوچ را که بومی بلوچستان هستند اشغال کرده و به خود اختصاص میدهند. هر مغازه دار غیر بلوچ در واقع جای کسب و کار یک بلوچ را اشغال میکند  و بدین ترتیب  یک خانواده بلوچ بیکار میشود و نان آور آن  برای پیدا کردن کار مجبور میشود به کشورهای خلیج و جاهای دیگر برود.  امروز هزاران نفر بلوچ بدور از خانواده های خود در کشورهای مختلف خلیج مشغول بکار هستند تا هزینه زندگی خود را در آنجا ها  بدست آورند و دلیلش هم اشغالی است که توسط کسبه غیر بومی انجام شده است.
          هیچ کسی تا کنون به این بُعد اشغالگری توجهی نکرده است، اشغال بخش عظیمی از حقوق مردم بلوچ توسط کسبه غیر بومی. این آقایان کسبه غیر بومی می توانند  در شهرهای خود  مغازه داری کنند و راحت تر و طبیعی تر هم هست تا اینکه بیایند بلوچستان که امکانات زندگی در آن کمتر است و جای کسب و کار مردم بلوچ را اشغال کنند و مجری بخشی از بی عدالتی در بلوچستان باشند.
          این امر قابل توجه است که  کسبه موجود بلوچ در این شغل  خود  از چندین جهت تحت فشار هستند. دارائی از کسبه بلوچ مالیات اضافه بر در آمد می بندد آنقدر که کسبه توان پرداخت آن را ندارند و برای کم کردن این مالیات که نوعی باج گیری حکومتی است مجبور هستند در پیش کارمندان اداره دارائی سر خم کنند و تحقیر این آقایان را با جان و دل قبول کنند تا بتوانند اندک تخفیفی گرفته و مقدار این  مالیات زورکی را کمتر کنند. شهرداری برای عوارض و بازرگانی و بهداشت و اداره های اماکن و تعزیرات هم هر کدام با شیوه های خاص خود این کسبه را تحت فشار قرار میدهند تا بتوانند رشوه وصول کنند و گر نه مجبور به پرداخت جریمه  و تهدید به  پلوم مغازه میشوند در هر حال تحت فشار روحی شدید قرار دارند. اما کسبه  فارس و غیر بومی با پرداخت اندکی مالیات از فشار بقیه ادارات معاف هستند و این سیاست غیر عادلانه و تبعیض گرایانه رژیم است که فارس ها  را در بلوچستان تحت حمایت خود دارد تا در سر زمین ملت بلوچ ریشه بزنند  و کم کم  تبدیل به صاحب خانه شوند  و بلوچ ها را هم با این گونه جریمه ها و سخت گیری های خسته کننده   بتدریج از خانه و کاشانه و سر زمین شان ریشه کن کرده  و آواره و دربدر نماید.
          لذا ما مردم بلوچ بعنوان صاحبان اصلی  بلوچستان از این آقایان کسبه محترم غیر بومی  که بخش عظیمی از محیط کاری ملت بلوچ  را اشغال کرده اند  تقاضا میکنیم که هر کدام قبل از پایان سال 1394 شمسی برای ادامه کسب و کار خود لطف کنند به شهرهای خود تشریف ببرند تا صد ها نفر از خانواده های محروم بلوچ در محیط زندگی خود به کسب و کار به پردازند و مجبور نشوند برای پیدا کردن قوت لا یموتی  به خارج از کشور بروند.  این یک تقاضای محترمانه،  برادرانه،  بشر دوستانه و مسالمت آمیز همراه با ضرب الاجل است و امیدواریم که مورد توجه کسبه محترم غیر بومی که در بلوچستان مشغول  به کسب و کار هستند قرار گیرد. آیا این یک تقاضای عادلانه نیست که مردم بلوچ هم مثل ملل دیگر جهان در سر زمین خود بتوانند بدون مزاحمت دیگران آسوده و راحت  زندگی کنند؟
          از مردم شریف و از همه طرف محاصره شده بلوچ تقاضا داریم که حتی الامکان نیازمندی های خود را از مغازه داران بلوچ خریداری نمایند و بدانند که معامله کردن با مغازه داران غیر بومی یک نوع خیانت جدی نسبت  به خود، سر زمین خود و سعادت و خوش بختی ملت خویش است. این یک موضوع بسیار مهم است که  مردم بلوچ آن را حتما باید جدی بگیرند و کسبه محترم غیر بومی اخطاری را که به آنان داده شده است هم جدی بگیرند تا خدائی نکرده پس از انقضای ضرب الاجل صدمه ای نه بینند. این یک حقیقت است که هرکسی در خانه خود راحت تر است اگر دست از زورگوئی و اجحاف برداریم و این حقیقت را که منطبق بر عدل و انصاف است به پذیریم همه مان راحت خواهیم شد و نفرت های بوجود آمده از بین خواهد رفت.
با احترام،
محمد آرمیان
دبیر کل : نهضت عدالت بلوچستان ایران


۱۳۹۴ مرداد ۸, پنجشنبه

اعتراض به تخریب مسجد پونک تهران


بنام الله مقتدر
تخریب مساجد مسلمین را محکوم میکنیم.
تاریخ 6/5/1394 شمسی
          تخریب مساجد را جائی که عبادت و ذکر خدا میشود بطور کلی  و حالا تخریب مسجد پونک در تهران را به شدت محکوم میکنیم. خبر تخریب مسجد پونک توسط خبرگزاری ها و رسانه های مختلف به همه جای جهان اسلام اطلاع رسانی شده است و همه مسلمین جهان نفرت و انزجار خود را از این عمل ضد اسلامی رژیم شیعی ایران اعلام کرده اند و ما هم همراه با همه مسلمین جهان نفرت و انزجار شدید خود را از این عمل ضد اسلامی  اعلام میداریم.
          رژیمی که مساجد را تخریب میکند با چه توجیهی نام اسلامی بر خود نهاده است!؟  در اروپا، در امریکا ، در روسیه و در جاهای دیگر که جهان کفر نامیده می شوند مساجد آزاد و پر از نماز گزار هستند و هیچ حکومتی مزاحم شان نمیشود و دست به ترکیب شان نمیزند اما در کشور ما این رژیم که نامش را جمهوری اسلامی گذاشته است چرا از مساجد و نمازگزاران می ترسد؟ چرا به مسلمین اجازه نمیدهد که خالق شان را با آزادی عبادت کنند و این چه نوع  رژیمی است که تمام همّ و غمّش جلو گیری از عبادت الله خالق این عالم هستی است. هیچ کافری تا بحال  با اسلام به این مقدار دشمنی نکرده و نمی کند. وقتی که چیزی عیان است ما چرا از بیان آن بترسیم. اینها با زبان میگویند  که ما مسلمانیم ولی در عمل خلاف آن را ثابت میکنند. وقتی که مساجد عبادتگاه مسلمین را خراب میکنند دیگر چه شکی باقی مانده است بر مسلمان نبودن شان و ما مسلمین چرا اینها را با دیدن  این رفتار و کردار ضد اسلامی شان  باز هم مسلمان می گوئیم و با آنان وحدت می کنیم!؟ کدام کار و عمل شان منطبق با کتاب الله و سنت رسول الله است؟ اینها در طول این یک قرن گذشته بطور پنهانی و با برنامه دقیق کار کرده اند و به پشتبانی یهود امروز به قدرت رسیده اند و حالا همه کشورهای اسلامی را به آتش کشیده اند و هزاران نفر از زن و مرد و کودک                پیر و جوان مسلمین را در سوریه و عراق و  یمن و افغانستان  قتل عام کرده اند و این برنامه مسلمان کشی اینها به دستور یهود ادامه دارد. حالا می بینیم که  علماء و سران مسلمین از ترس کشته شدن ساکت نشسته اند  و هیچ اعتراضی که جدی باشد نمی کنند و متاسفانه بعضی ها بطور پنهانی با این نظام ضد اسلامی همکاری دارند تا مزایا و امتیازات موجود را که در اختیار دارند از دست ندهند غافل از اینکه بزودی خواهند مرد و به خاطر این سکوت مصلحت پرستانه  شان  به جهنم خواهند رفت و الله مقتدر با هیچ کسی شوخی و رودرواسی ندارد. ما این رژیم ضد اسلامی و رفتار ظالمانه اش را با مسلمین جهان و ملیت های در بند ایران محکوم میکنیم و از همه تقاضا داریم به منظور پایان دادن به مظالم و شرارت های این رژیم ضد انسانی و ضد اسلامی  با هم متحد شوند و تا رفع این  فتنه بزرگ  به مبارزه خود ادامه دهند.
با احترام
محمد آرمیان
دبیر کل: نهضت عدالت بلوچستان ایران

  

۱۳۹۴ مرداد ۲, جمعه

بلوچستان و کسبه اشغال گر


بنام الله مقتدر
بلوچستان و کسبه اشغال گر
بتاریخ: 3/5/1394 شمسی
          بار الها، کمک کن که ملت بلوچ هم مثل دیگر ملل جهان در سرزمین خود بدون مزاحمت اجانب خوشحال زندکی کند.
          یک قشر  از اشغال گران بلوچستان کسبه غیر بومی هستند. باید بدانیم وقتی که تعدادی غیر بومی که از مشهد و بیرجند و تهران و اصفهان و کرمان و غیره  به بلوچستان میآیند و در شهرهای مختلف آن  شروع به کسب و کار و مغازه داری میکنند عملا  بخشی از حقوق مردم بلوچ را که بومی بلوچستان هستند اشغال کرده و به خود اختصاص میدهند. هر مغازه دار غیر بلوچ در واقع جای کسب و کار یک بلوچ را اشغال میکند  و بدین ترتیب  یک خانواده بلوچ بیکار میشود و نان آور آن  برای پیدا کردن کار مجبور میشود به کشورهای خلیج و جاهای دیگر برود. امروز هزاران نفر بلوچ بدور از خانواده های خود در کشورهای مختلف خلیج مشغول بکار هستند تا هزینه زندگی خود را در آنجا ها  بدست آورند و دلیلش هم اشغالی است که توسط کسبه غیر بومی انجام شده است.
          هیچ کسی تا کنون به این بُعد اشغالگری توجهی نکرده است، اشغال بخش عظیمی از حقوق مردم بلوچ توسط کسبه غیر بومی. این آقایان کسبه غیر بومی می توانند  در شهرهای خود  مغازه داری کنند و راحت تر و طبیعی تر هم هست تا اینکه بیایند بلوچستان که امکانات زندگی در آن کمتر است و جای کسب و کار مردم بلوچ را اشغال کنند.
          این امر قابل توجه است که مردم بلوچ در این شغل  خود  از چندین جهت تحت فشار هستند. دارائی از کسبه بلوچ مالیات اضافه بر در آمد می بندد که کسبه توان پرداخت آن را ندارند و برای کم کردن این مالیات که نوعی باج گیری حکومتی است مجبور هستند در پیش کارمندان اداره دارائی سر خم کنند و تحقیر این آقایان را با جان و دل قبول کنند تا بتوانند اندک تخفیفی گرفته و مقدار این  مالیات زورکی را کمتر کنند. شهرداری برای عوارض و بازرگانی و بهداشت و اداره  تعزیرات هم هر کدام با شیوه های خاص خود این کسبه را تحت فشار قرار میدهند تا بتوانند رشوه وصول کنند و گر نه مجبور به پرداخت جریمه  و تهدید به  پلوم مغازه میشوند در هر حال تحت فشار روحی شدید قرار دارند. اما کسبه  فارس و غیر بومی با پرداخت اندکی مالیات از فشار بقیه ادارات معاف هستند و این سیاست غیر عادلانه و تبعیض گرایانه رژیم است که فارس ها  را در بلوچستان تحت حمایت خود دارد تا در سر زمین ملت بلوچ ریشه بزنند  و کم کم  تبدیل به صاحب خانه شوند  و بلوچ ها را هم با این گونه جریمه ها و سخت گیری های خسته کننده   بتدریج از خانه و کاشانه و سر زمین شان ریشه کن کرده  و آواره و دربدر نماید.
          لذا ما مردم بلوچ بعنوان صاحبان اصلی  بلوچستان از این آقایان کسبه محترم غیر بومی  که بخش عظیمی از محیط کاری ما را اشغال کرده اند  تقاضا میکنیم که هر کدام قبل از پایان سال 1394 شمسی برای ادامه کسب و کار خود لطف کنند به شهرهای خود تشریف ببرند تا صد ها نفر از خانواده های محروم بلوچ در محیط زندگی خود به کسب و کار به پردازند و مجبور نشوند برای پیدا کردن لقوه  نانی  به خارج از کشور بروند.  این یک تقاضای محترمانه همراه با ضرب الاجل است و امیدواریم که مورد توجه کسبه محترم غیر بومی که در بلوچستان مشغول  به کسب و کار هستند قرار گیرد. آیا این یک تقاضای عادلانه نیست که مردم بلوچ هم در سر زمین خود بتوانند بدون مزاحمت دیگران آسوده و راحت  زندگی کنند؟
          از مردم شریف و از همه طرف محاصره شده بلوچ تقاضا داریم که حتی الامکان نیازمندی های خود را از مغازه داران بلوچ خریداری نمایند و بدانند که معامله کردن با مغازه داران غیر بومی یک نوع خیانت جدی نسبت  به خود، سر زمین خود و سعادت و خوش بختی ملت خویش است. این یک موضوع بسیار مهم است که  مردم بلوچ حتما آن را جدی بگیرند و کسبه محترم غیر بومی اخطاری را که به آنان داده شده است جدی بگیرند تا خدائی نکرده صدمه ای نه بینند. این یک حقیقت است که هرکسی در خانه خود راحت تر است اگر این حقیقت را به پذیریم همه مان راحت خواهیم شد و نفرت های بوجود آمده از بین خواهد رفت.
با احترام،
محمد آرمیان
دبیر کل : نهضت عدالت بلوچستان ایران


۱۳۹۴ اردیبهشت ۱۲, شنبه

قسمت سیزدهم: تحلیلی از عملکرد رهبری در امور اداری بلوچستان ایران



بنام الله مقتدر
قسمت سیزدهم:
تحلیلی از عملکرد رهبری در امور اداری بلوچستان ایران

          با سلام و ادای احترام بهمه،  دنباله این مبحث را ادامه میدهم تا بلکه سبب شود تغییراتی صورت گیرد که به نجات ملت سخت مظلوم بلوچ کمک نماید.

          در اینجا لازم است قبل از هر حرف دیگری  اشاره کنم آنهائی که هوس رهبری این ملت مظلوم و مسلمان را با شیوه های غیر اسلامی در سر می پرورانند خیال شان تخت باشد که هیچ شانسی برا ی قدم گذاشتن و فعالیت در این جامعه اسلامی را ندارند و نخواهند داشت چون مردم جهان سوم در این نیم قرن اخیر عملکرد حکومتهائی را که با شعار دموکراسی غربی آمده اند دیده و باندازه کافی تجربه کرده اند و متوجه شده اند که تحت شعارهای فریبکارانه این سیاست بازان حلقه بگوش غرب  فریب خورده و بشدت مغبون شده اند و در عملکرد این حکومتگران که با حمایت مالی و پشتیبانی رسانه ای استعمار گران غربی به حکومت رسیده اند جز سرکوب و بدبختی و استثمار و ترویج فساد چیز دیگری نصیب شان نشده است  لذا مردم  از همه آنهائی که با شعار دمکراسی غربی می آیند که بر آنها حکومت کنند  بشدت  بیزارند و جامعه مسلمان بلوچ هم به همین نتیجه رسیده است که دیگر فریب شعارهای دروغین دمکراسی را نخورند و راه نجات خود را نه در آئین غرب  بلکه در آئین الهی جستجو کنند که تامین کننده سعادت دنیوی و اخروی شان خواهد بود. پس ذوب شدگان در فرهنگ غرب  و شیفتگان دمکراسی که عملا عامل ترویج فساد و بی بند و باری در جامعه خواهند بود  بدانند که با  سیاست  ترویج فساد  به سبک غرب  در بلوچستان اسلامی پذیرای آنها نخواهند بود چون کارنامه این نوع حکومت ها را در پیش روی خود دارند  لذا  معتقدین به دمکراسی غربی از این بابت خود را به زحمت نه اندازند و همان بهتر که  در تخیلات دموکراتیک مآبانه  خود تا آخر عمر در همان دنیای غرب خوش باشند و دست از سر کچل این ملت بیش از حد خیانت دیده بر دارند.

          حالا بر میگردیم به داخل بلوچستان آنجائی که تحت کنترل حکومتگران فارس قرار دارد و عملکرد رهبران مذهبی و ملی خود را در رابطه با سیاست های  ضد دینی و ضد ملی دشمن قسم خورده خود که بطور ظالمانه ای دارد بر ما حکومت میکند بر رسی میکنیم تا به بینیم که آیا عملی رهبرانه به نفع ملت بلوچ صورت میگیرد یا خیر؟ اگر جواب منفی است از این پس چه باید کرد که دشمن موفق به انجام و تکمیل برنامه های تجاوز کارانه  خود که همانا نابودی ملت بلوچ و تصرف دائمی سرزمینش می باشد نشود.

        فعلا رهبران دینی را در این پُست  به حال خود  رها میکنیم و به سراغ رهبران سیاسی جامعه که بنام سردار شناخته میشوند میرویم. سردار در بلوچستان به رئیس یک قبیله یا طایفه میگویند. این را میدانیم که یک ملت را مجموعه ای از قبایل تشکیل میدهند. هر ملتی برای نجات از سلطه یک ملت متجاوز در حال مبارزه است  فقط  نیاز به یک رهبر دارد تا وحدت ان ملت بر قرار نگهدارد  در این صورت  روسای طوایف یا سرداران ملت بلوچ از همان آغاز  باید یک نفر را از میان خود  که از همه زبده تر،  دانا تر، فداکار تر،  شجاع تر و پر کار تر بود  بعنوان رهبر ملت خود انتخاب میکردند  و هر یک از این سرداران بعنوان نماینده طایفه  خود با رهبر اصلی بیعت می نمودند  و در نقش دستیار تحت فرمان او به طایفه خود خدمت میکردند. این کاری است که باید میشد ولی نشده است و حالا نیاز به چاره جوئی دارد.

          پس از امیر دوست محمد خان  که  رهبری و سرکردگی متحد  ملت بلوچ را داشت  و در هجوم لشکریان  رضا شاه وخیانت بعضی از سران بلوچ  پس از مقاومت زیاد  دستگیر و اعدام شد بلا فاصله باید یک نفر به عنوان رهبر ملت بلوچ توسط سرداران و روسای طوایف تعیین می شد تا رهبری سیاسی جامعه را بعهده بگیرد ولی این امر بسیار مهم که سبب وحدت ملت میشد محقق نشد و تفرقه جای وحدت را گرفت و دشمن متجاوز حد اکثر استفاده از این تفرقه به وجود آمده  را  برای تحکیم سلطه خود کرد.

          در طول پنجاه و هفت  سال حکومت رژیم پهلوی سرداران و یا روسای طوایف ما هر کدام  بطور جداگانه با قبول  حقوق و مزایائی حقیر و ناچیز  و حفظ لقب سرداری از سوی دشمن  تبدیل به  خودکامه گان ظالمی بر طایفه خود  شدند  و با مردم محدوده  خود همان کردند که  گرگی حاکم  بر گله گوسفند می کند.  سرداران خود پرست و متکبر ما نه تنها که هیچ گونه  کار رهبرانه ای در کارنامه شان دیده نمی شود بر عکس کار دشمنانه بسیار کرده اند. سرداران ما به دستور حکومت مرکزی  به هیچ کسی از مردم طایفه خود اجازه سر بلند کردن  نمی دادند تا حرفی بنفع جامعه خود بزند و در مقابل مظالم حکومت مرکزی اعتراضی بکند.   وظیفه هر سردار این بود که درمنطقه  و محدوده خود هر صدای حق طلبانه و عدالت خواهانه ای را در نطفه خفه کند و با همین شرط سردار باقی بماند.  پنجاه و هفت سال با این گونه رهبری سیاسی خائنانه  وقت ملت بلوچ تلف شد و اساس همدلی و اتحادش  از هم پاشید.  حکومت مرکزی  با سیاست تفرقه بانداز و حکومت کن  طوایف بلوچ  را با این باور که هر یکی از دیگری بهتر و برتر است به جان هم انداخت  و سردار هر طایفه  بخاطر حفظ سرداری خود با افتخار زیاد مجری همین سیاست شوم و شیطانی حکومت مرکزی بر علیه ملت خود شد. اختلاف بین سرداران طوایف بلوچ با یکدیگر سبب اصلی در هم شکستن شالوده وحدت در این ملت گردید.  این نمودار اندکی از کارنامه سیاه رهبران سیاسی یا سرداران  ملت بلوچ است  که سبب اصلی این وضع ذلت آمیز و اسفناکی است که  ملت بلوچ امروز گرفتار آن شده است.  این ملت هر چه  به سرش آمده است از سوی همین  رهبران بی درد و خائن و خود پرست  خودش بوده است و آنان که میگویند از ماست که بر ماست راست میگویند. این عملکرد و سیمای رهبری سیاسی جامعه بلوچ در بیش از نیم قرن در رژیم پهلوی بود  و خیلی از فرزندان  همین جماعت همان  رفتار ملامت بر انگیز پدران خود را متاسفانه در این رژیم هم دارند ادامه میدهند تا  لقب  سرداری را با این شیوه  بسیار ننگین  حفظ کنند و به زندگی مفتخورانه و خود پرستانه خود ادامه دهند و کما فی السابق گور پدر ملت بگویند. ما  بصورت شخصی و انفرادی اسمی از کسی نمی بریم تا سبب شرمندگی و سرافکندگی فرزندان شان نشود ولی کارنامه  ظاهری و پنهانی اکثر آنها را ما  به دقت تحت نظر داریم  و میدانیم  و می بینیم  که در چه عالمی زندگی میکنند و نسبت به مردم خود  در رابطه با مسئله رهبری چقدر احساس مسئولیت میکنند. توده های  مردم ما همه شاهد این حقیقت هستند که مامورین خودسر و قانون شکن دولت چه نوع رفتارظالمانه و زوزگویانه ای با این ملت دارند ولی مثل اینست که رهبران و یا سرداران این ملت  نه چشم دارند که به بینند، نه گوش دارند که بشنوند، نه زبان دارند که  اعتراض کنند  و نه دست و پائی دارند که عکس العملی از خود نشان دهند و با این رفتار مفلوکانه ای که در پیش گرفته اند  باز هم خوشحال هستند که سردارند. به خدا که معنی کلمه سردار با رفتاری که اینها از خود نشان داده اند  به شدت تخریب شده است. سردار لقبی است که متعلق به انسان های قوی، فداکار و شجاع و با غیرت و حامی حقوق ملت است کسی که دستش در کاسه دشمن باشد و بر مظالمی که بر ملتش روا میرود چشم به بندد و ساکت و صامت بماند نمی تواند یک سردار باشد از این پس به چنین افرادی باید لقب " سرگار"  داد و نه سردار.  ضرب المثل معروفی هست که میگوید: " با کداخدا بساز و ده را به چاپ " . مامورین خود سر و غارتگر دولت  استفاده از محتوای همین ضرب المثل   دَم  رهبران یا کدخدایان بی خاصیت  ما را دیده اند و با خیال راحت مشغول چاپیدن و غارت کردن و گرفتن و بستن و زدن و جریمه کردن و کشتن ملت ما هستند و می بینیم که  رهبران ما  کک شان هم نمی گزد و خیلی از خود راضی و بی خیال نشسته اند.  سبب اصلی بدبختی و درماندگی ملت بلوچ رفتار خودخواهانه و غیر مسئولانه ای بوده  است  که رهبران این ملت داشته و دارند. این ملت  بی رهبر و زیاد رهبر بی دلیل به این وضع فلاکت آمیز  و روز سیاه نیفتاده است.

           مبحث رهبری در جامعه بلوچ را در پُست های آینده ادامه خواهبم داد تا بلکه سبب تغییراتی مفید و تحرکی مثبت شود و ملت بلوچ از این وضع بسیار اسفباری که بخاطر خودپرستی رهبرانش گرفتار آن آمده است به در آید  و در راهی که منتهی به امینت و عدالت و عزت میشود گام بردارد. تا پُست آینده همه خوانندگان گرامی را به الله مقتدر می سپارم.
احترامات خالصم را بپذیرید،
محمد آرمیان
دبیر کل :  نهضت عدالت بلوچستان ایران

۱۳۹۴ اردیبهشت ۹, چهارشنبه

قسمت دوازدهم : تحلیلی از عملکرد رهبری در امور اداری اهلسنت بلوچستان



بنام الله مقتدر
قسمت دوازدهم :
تحلیلی از عملکرد رهبری در امور اداری اهلسنت بلوچستان

       با  سلام و عرض ارادت بهمه  دوستداران حق و حقیقت و عدالت دنباله  این  بحث را ادامه میدهیم. در قسمت یازدهم این مبحث علت اصلی وضع اسفبار فعلی در ملت بلوچ را غفلت رهبر و یا رهبران در انجام امور رهبری ارزیابی کردیم و گفتیم که رهبران جامعه ما همه فکر شان در چهار دیواری مدارس دینی محصور بوده و هرگز  به مسایل ملت در خارج از این چهار دیواری توجهی نداشته اند. کلیه امور جامعه بحال خود رها بوده  و دشمن با خیال راحت و بدون مواجه شدن با کمترین مانعی توانسته است در لایه های مختلف این جامعه  نفوذ کند و در هر  سو  ریشه بدواند.  امروز شاهد هستیم که همه  اقشار و طبقات این ملت بطور کامل در اختیار و کنترل دشمن قرار گرفته اند و رهبران جامعه ما هیچ کنترلی بر مردم خود ندارند و این سبب شده است که دشمن از توانائی های ملت ما حد اکثر استفاده را بنفع خود بکند و با استفاده از افراد نا آگاه ملت ما همه برنامه های خود را به اجراء درآورد.

         کار بسیار مهمی را که رهبران جامعه ما باید میکردند و نکرده اند چه بوده است؟  در جواب این سئوال  بدون کمترین تردیدی میشود گفت که  رهبران ما هیچ  توجهی  به اساس و روح دین آنطوری که در قرآن ذکر شده است نداشته اند بلکه  فقط به ترویج ظواهری از دین پرداخته اند که مثلا یک آدم دیندار باید یک مقدار ریش داشته باشد، لباس سفید تا حدی بلند داشته باشد، کلاه سفیدی بر سر داشته باشد و تسبیحی در جیب داشته باشد و پنج وقت برای ادای نماز به مسجد بیاید و در روزهای جمعه و غیر جمعه به مسجد و مدرسه دینی کمک مالی کند  و ثواب دارین حاصل نماید،  بس دیگر هیچ.  این چیزی است که در مشاهده ماست و هیچ کسی نمی تواند آنرا انکار نماید و همه آنچه را که دینداران ما انجام میدهند فقط ظواهری از دین است و نه خود دین. هدف اصلی دین چیست؟ الله متعال دین اسلام  را فرستاد تا مردم  به روش پیامبرش او را عبادت کنند و علاوه بر آن به ریشه کن کردن ظلم و فساد در محیط زندگی خود  به پردازند و عدالت را بر قرار کنند  و سبب سلامت  و سعادت جامعه ای که در آن زندگی می کنند بشوند. ولی وقتی که جامعه ما پر از آنواع فساد است و ظلم در آن بیداد میکند چرا مسلمینی که پنج وقت نماز را بطور پا بندی  میخوانند برای جلوی گیری از فساد و ظلم در جامعه خود هیچ اقدامی نمی کنند!؟ چطور مسلمان هائی هستند اینها؟ این امر بر میگردد به عملکرد رهبران دینی ما که فقط به ترویج ظواهری از دین پرداخته اند و به روح دین و پرورش ایمان در مردم خود هیچ توجهی نکرده اند لذا این مردم جز ادای پنج وقت نماز بی روح و دادن کمک مالی به مساجد و مدارس حاضر به انجام هیچ کار دیگری نیستند و رسالت اسلام برای رسیدن به چنین نتیجه ای نبوده است؟ یکی از بنده به پرسد که   شما این حرف تان را بر چه اساسی میزنید و رهبری را زیر سئوال می برید؟  جواب بنده این خواهد بود که  در همه شهرهای بلوچستان  فروش مواد مخدر تحت سرپرستی نیروی انتظامی نظام  کاملا آزاد است و در هر شهر ساقی خانه های متعددی بطور آزادانه مشغول فروش  مواد مخدر و پذیرائی از جوانان ما هستند تا آنها را معتاد و نابود  کنند  و هم اکنون صد ها خانواده از متعاد شدن فرزندان جوان خود دارند  رنج می برند و هیچ اقدامی از سوی رهبری جامعه ما برای جلوگیری از این فساد خانمان سوزکه  دیگر  به  صورتی اپیدمیک در آمده است نمی گیرد و چرا ؟  برای اینکه بر روی ایمان مردم کار جدی انجام نگرفته است و مردم ما  فقط  بنام مسلمان هستند و در عمل نیستند و ایمان شان در پائین ترین حد خود قرار دارد که توان لازم را برای انجام هیچ کار مثبتی ندارند.  وظیفه اصلی یک مسلمان اینست که در مقابل فساد آرام نگیرد و برای جلوگیری از آن باید  به تکاپو بیفتد و تا  فساد ویرانگر مورد نظر  از جامعه اش ریشه کن نشده است از پای نه نشیند. ولی جامعه بظاهر اسلامی ما چنین جامعه ای نیست و همه یاد گرفته اند که کلاه شان را محکم نگه دارند که باد نبرد و این نموداری از نوع رهبری در جامعه ماست که همه فقط بفکر خود باشند و بقیه به دَرَک.  تعلیم نبی اکرم صل الله علیه وسلم به امتش  این بود که در جامعه اسلامی یک نفر برای تامین سعادت همه جامعه و همه مردم جامعه برای تامین سعادت یک نفر زندگی کنند و چنین جامعه ای میشود یک جامعه اسلامی ولی ما امروز بر عکس آنرا در جامعه خود می بینیم چون یک نفر برای ضربه زدن به همه  و همه برای ضربه زدن به یک نفر دارند زندگی میکنند و علتش اینست که  رهبری ما خود ش را گرفتار مشتی تشریفات ضد اسلامی و شاهانه کرده است و در نتیجه آن هم خودش عاجز و نا توان از انجام وظایف اسلامی خویش است و هم ملتش. شاهد این هستیم که رهبری ما همه امور ملتش را به دشمن سپرده و تمام فکر و حواسش به این است  که نقشه و طرج مسجد چگونه باشد، دیوار های مسجد چقدر محکم و ضخیم باشد و مناره های مسجد چقدر بلند و چشمگیرو با عظمت باشد و این  کاری است که رهبری ملت مان تمام  صلاحیت،  وقت و پول و امکاناتش را صرف آن کرده است.  مردم ما فعلا به عبادت این مسجد با عظمت و سازنده آن مشغول هستند  و نه به عبادت خالق با عظمت خود  و نتیجه واضح و آشکار آن همین شده است که می بینیم  یک ملت مسلمان استقلال ،  امنیت  و کرامتش را از دست  بدهد  و نوکر و ستایشگر دشمنی بشود که در عمل  ضد اسلام و ضد هویت خدادادی اوست.  

          چرا رهبران دینی ما در روز جمعه که همه مردم در مسجد حاضر هستند در سخنرانی های خود از مردم نمی خواهند که برای جمع کردن بساط مواد مخدر از سطح شهر همه بدون استثناء فردا روز شنبه  در مقابل فرمانداری جمع شوند و از فرماندار بخواهند که در مدت یک هفته همه مراکز فروش مواد مخدر را جمع کند  و گر نه خودش را عامل اصلی ترویج این فساد خانمان سوز میدانند.  این کار که خلاف نظام نیست پس چه طلسمی در کار است که  رهبران و مردم ما از اقدام به آن میترسند!؟ طلسم واضح اینست که  از ایمان خبری نیست و همه فقط به ظاهر و به نام  مسلمان هستیم.  برای محکم کردن ایمان و  بالا بردن سطح آن هیچ کاری از سوی رهبری مان بطور جدی بر روی مردم  صورت نگرفته است و همین بی ایمانی و نداشتن توکل بر قدرت الهی سبب این همه ضعف و نا توانی شده است. اگر بجای کلفت کردن و بالا بردن  دیوار های مساجد با صرف ملیارد ها تومان از بیت المال اگر  ایمان مردم را فقط باندازه یک بند انگشت بلند و محکم میکردیم همه این فساد هائی که زندگی مردم را تبدیل به جهنم کرده است  بر چیده میشد و ملت مان تحت کنترل رهبران جامعه خود قرار میگرفت  و در این صورت همه  توطئه  های ظاهری و پنهانی دشمن را در نطفه نابود میکرد و نیروی ایمان آنها  فرصت نمیداد که توطئه های ویرانگر دشمن  به مرحله اجراء برسد.

           ما شاهد هستیم که  امروز مردم ما در راهپیمائی هائی که دشمن راه اندازی میکند و انتخاباتی که دشمن بر گزار می نماید شرکت می کنند. امروز مردم ما بر علیه مبارزین خود برای دشمن مخبری و جاسوسی میکنند، امروز مردم ما بسیجی دشمن میشوند و با در دست گرفتن  تفنگ دشمن به تعقیب و کشتن مبارزین ملت خود می پردازند چرا برای اینکه رهبران ما بر روی اینها کار نکرده اند و اینها از حقیقت امر آگاه نیستند و راجع به حقوق خود چیزی نمی دادند بهمین دلیل به ضرر خود و به نفع دشمن کار میکنند.  پس این حقیقت ناگوار را متوجه می شویم که رهبران جامعه ما در طول زندگی خود در چهار دیواری مدارس خود محصور بوده اند و تمام فکر شان  به رنگ و روغن زدن و زیبا کردن در و دیوار مساجد و مدارس صرف شده است  و ملت شان همین طور بلا تکلیف و سر خود و رها  بوده است  و دشمن حد اکثر استفاده را از این وضع کرده  و رهبری مردم مان را بدست خود گرفته  و همه کارها و برنامه های شوم و ضد بشری اش  را بوسیله مردم خود  ما انجام میدهد و این بیانگر این حقیقت است که رهبران جامعه ما هیچ کار رهبرانه ای تا کنون انجام نداده اند و نتیجه همین شده است که می بینیم. بخاطر همین غفلت دیرینه و حال رهبران جامعه ما دشمن توانسته است افراد ملت ما را تبدیل به جاسوس ومخبر و کار گزار خود بکند.  دشمن حالا  در همه مدارس دینی، در همه مساجد، در همه ادارات،  در همه  محله های شهر و حتی در همه خانه ها و در همه  روستاها و حتی مناطق دور دست کوهستانی  جاسوس و مخبر و هوادار  دارد. چرا مردم ما  بر علیه ملت خود برای دشمن جاسوسی میکنند برای اینکه هیچ رهبری به آنان تفهیم  نکرده  است که جاسوسی بر علیه ملت خود کار بی نهایت  زشتی است و مساوی با زنای با مادر می باشد. بهر حال آنچه که نباید میشد دیگر شده است و از این پس باید تدابیری اندیشیده شود که فرد فرد ملت ما از هر گونه همکاری با دشمن پرهیز کند و این کاری  نیست که بشود آنرا یک روزه و یک ماهه به ثمر رساند بلکه نیاز به فعالیت مستمر و همه جانبه  دارد تا ملت هر چه زود تر  به آگاهی کامل برسد و دیگر با دشمن همکاری نکند و این کاری است که رهبران جامعه با بکار گرفتن تدابیر لازم باید  به سر انجام  برسانند.

         بنده در این سخنان خود هیچ قصد انتقاد از کسی را بطور شخصی ندارم  بلکه مسایلی را بطور عمومی دارم  بیان میکنم که واقعیت دارد و سبب  زبونی و ذلت و تباهی این ملت شده است. این حقایق و واقعیت ها اگر بیان نشود و این غفلت مرگ زا  همچنان ادامه پیدا کند  ملت ما پس از مدتی بطور کامل  نا بود خواهد شد. این کوشش مخلصانه و بی غرضی است که بنده  به آن پرداخته ام  تا بلکه  با اییجاد تغییراتی در روند رهبری  جامعه مان ملت مان از نابودی نجات پیدا کند.

          اگر توفیق الهی یاری کند دنباله این مبحث را  در قسمت بعدی ادامه خواهم داد. تا آن وقت در امان الهی باشید.
با تقدیم احترامات خالصانه،
محمد آرمیان

دبیر کل -  نهضت عدالت بلوچستان ایران 

۱۳۹۴ اردیبهشت ۱, سه‌شنبه

قسمت یازدهم: تحلیلی از عملکرد رهبری در امور اداری اهلسنت بلوچستان



بنام الله مقتدر
قسمت یازدهم:
تحلیلی از عملکرد رهبری در امور اداری اهلسنت بلوچستان
خدایا چنان کن سر انجام کار/ تو خشنود باشی و ما رستگار


         همه ملت ها وطن دارند و بلوچ یک ملت است و نام وطنش بلوچستان است. تنها ملت هائی در این دنیا خوشحال و سعادتمند هستند که وطن شان در اختیار خود شان است و هیچ اجنبی حق فعالیت خود سرانه در وطن آنها ندارد.  در دنیائی که شیطان پرستان طمعکار و فزون طلب برای افزودن بر اقتدار خود بطور منظم برنامه تجاوز بر سر زمین ملت های دیگر را دارند ملتها باید حواس شان جمع باشد و با مقاومت فداکارانه  اجازه تسلط بر خود را به این متجاوزین ندهند.  در این رابطه مشاهده شده است  که  ملت های با رهبری ضعیف همیشه  مورد تجاوز قرار گرفته و مغلوب دشمن  شده اند بطوری که  دشمن توانسته است  با تسلط بر سر زمین آنها  بر تمامی مقدرات آن ملت  ها مسلط شود.  دشمن پس از تسلط  بر سر زمین یک ملت  مغلوب  طوری عمل کرده است  که ترس و وحشت را تا اعماق وجود فرد فرد ملت مغلوب فرو بنشاند  و با این روش  توان دفاعی را از آنان بگیرد و این وضعی است که ما امروز در بلوچستان شاهد آن هستیم.  تمام افراد این ملت  بعلاوه  رهبر و یا رهبران آنها  در ترس مطلق زندگی میکنند و هیچ توانی برای مقابله ندارند  و عافیت خود را در خوش خدمتی به دشمن می بینند و در این خوش خدمتی همه  با یکدیگر به رقابت می پردازند و هرکسی که میزان خدمتش به دشمن بیشتر  باشد  اندکی بر رفاهش افزوده میشود و این میشود یک زندگی محکومانه و ذلت آمیز که هم اکنون ملت بلوچ گرفتار آنست.

          همه این وضع ذلت بار در این ملت بر میکردد به عمل کرد رهبران جامعه و بیانگر این حقیقت است رهبران با حفظ عنوان رهبری کار رهبرانه خود را بدرستی انجام نداده اند و در نتیجه این غفلت وحدت ملت در هم شکسته  و از هم متفرق شده است و دشمن با ترفند ها و حیله های گوناگون و فریب کارانه  و با اجرای سیاست تفرقه بینداز و حکومت کن ملت مان  را به جان هم انداخته و دشمن یکدیگر کرده است و حد اکثر استفاده را دارد از این وضع میکند تا برنامه نابودی کامل این ملت را به نتیجه برساند. در دروانی که دشمن مشغول ایجاد تفرقه و در هم شکستن وحدت ملت بلوچ و بهره برداری از این وضع  بوده است رهبر و یا رهبران جامعه ما مشغول چه کاری بوده اند!؟ چه برنامه ظاهر یا پنهائی برای مقابله با این برنامه های تخریبی دشمن داشته اند و سبب اصلی پیشرفت دشمن در اجرای برنامه های ضد بشری اش با این ملت را رهبران ما در چه میدانند ؟ چه کسی میتواند تردید کند که همه اینها بر میگردد به عملکرد رهبر که در انجام امور رهبری غفلت بیش از حد داشته است و در این غفلت هیچ گونه اثری از خیانت دیده نمیشود بلکه این غفلت  فقط بخاطر فقدان دانش لازم برای رهبری یک ملت بوده است و نه خیانت او به ملت. چون رهبر و یا رهبران ما  فقط در یک بُعد از کار رهبری عمل کرده اند و آن بُعد مذهبی است که باز هم اشکالات و نواقصی در آن دیده میشود. بهر حال  بر گذشته ها که گذشته است صلوات از این به بعد چه باید کرد که این ملت بطور کلی نابود نشود و موفق به احیای هویت ملی و مذهبی خود و موفق به در دست گرفتن مقدرات و سر نوشت خود بشود و مثل بقیه ملت های موفق در سر زمینش در عافیت و عزت و امنیت زندگی کند و دست این متجاوز زورگو و بی منطق را  از سر خود کوتاه نماید. چطور؟

          مشکل اصلی ملت و رهبری ما  ترسی بیهوده ای است  است که دشمن با کشتن و زندانی کردن تعدادی از مردم مان در دلشان ایجاد کرده است و با  استفاده از این روش توان هر گونه عملی را از آنان گرفته است. پس علت اصلی نا توانی ملت ما  در دفاع از حقوق خود همین  ترس  است  که  سر تا پای وجود آنها را فرا گرفته است که باید  از میان برداشته شود  تا  توان عمل کردن در برنامه های رهائی بخش را  حاصل نماید.  یک  شخص و یا یک ملت ترسو نا گزیر است که  در ذلت زندگی کند و همیشه  منتظر رحم و کرم دشمن باشد و اگر دشمن کرم اندکی از خود نشان میدهد فقط برای سوء استفاده  از این افراد ترسو است  و گرنه هیچ رحم و کرمی در کارش نیست. پس برای  نجات از این وضع ذلت آمیزی که به وجود آمده است   تنها  چاره کار کنار گذاشتن ترس و اختیار کردن  راه و رسم  زندگی شجاعانه  است  و ترویج شجاعت در مردم  کار رهبر و یا رهبران جامعه است. به محض اینکه این ترس هلاک کننده  از دل و دماغ  رهبر و یا  رهبران ما بیرون آید و شجاعت جای آن را بگیرد همه معادلات غیر متعادلی که دشمن در جامعه ما بوجود آورده است  بهم خواهد خورد.  این رفتار  شجاعانه ملت  است که  رهبر را در وضع بهتری  قرار میدهد  تا  با قوت قلب  و  توان  بیشتری  برای تامین حقوق ملتش با دشمن به مذاکره به پردازد  و منفعلانه عمل نکند.  پس قدم اول برای رهائی  از این وضع ذلت آمیز بیرون ریختن ترس و جایگزین کردن آن با شجاعت است.

           همه بدانند که ترسوهای روز گار هیچوقت صاحب حق نبوده اند و همه زندگی  شان در ذلت و سر بزیری  گذشته است.  تنها شجاعان هستند که در دنیا  با عزت و سر بلند زندگی کرده  و می کنند. در حقیقت  این  تر س از مرگ است که  دل بستگان به این دنیای دون و از دست رفتنی  را زبون و نا توان کرده است ولی بدانیم که  هیچکسی پیش از وقت تعیین شده از سوی خالق نمی میرد  و مشاهده شده است که بزدل های زبون هم گاهی پیش از شجاعان مرده و برای همیشه نا کام و دست خالی از این دنیا رفته اند.  پس بیائید برای باقیمانده عمر مان  شجاع شویم و ترس و بزدلی را کنار بگذاریم و این کاری است که راه اندازی آن بعهده  رهبر و یا رهبران جامعه است و رهبران جامعه ما همان هائی هستند که مدارس دینی دارند و انبوهی از فرزندان ملت در اختیار آنان قرار دارد که میتوانند  از آنها انسان های شجاع و فداکاری  بسازند.  دین اسلام دین شجاعت است و این عالم دین است که باید  شجاعت را  در  اطرافیان  خود ترویج  و تعمیم  نماید.

          ما بهمه اعلام میکنیم که حضرت شیخ الاسلام مولانا عبدالحمید حفظه الله بدون هیچ تردیدی  رهبر ما و رهبر همه ملت بلوچ و تمامی اهلسنت ایران است  و ما بوجود ذیجود ایشان  افتخار میکنیم و شرایطی را که ایشان امروز  بخاطر غفلت دیرینه از امور رهبری  در آن قرار گرفته است کاملا درک میکنیم  و اینکه  ایشان  فعلا  مجبور است که گهگاهی مبارزین ملت خود را مصلحتا محکوم کند ما از ایشان هیچ گله ای نخواهیم داشت و برای موفقیت و پیروزی ایشان در کار رهبری این جامعه تحت ستم دعای خالصانه داریم  میکنیم و در اجرای فرمان ایشان هر وقت که لازم شود برای تقدیم جان خود آمادگی کامل داریم. الله مقتدر ایشان را برای رهبری ملت تحت ستم بلوچ  محفوظ و مقاوم بدارد آمین.

          این پست را  برای اینکه طولانی و خسته کننده نشود در همین جا متوقف میکنم  و بقیه حرف ها را که در رابطه با این مبحث است در پست آینده خواهم نوشت، ان شاء الله العزیز.
با تقدیم احترام بهمه،
محمد آرمیان

دبیر کل -  نهضت عدالت بلوچستان ایران

۱۳۹۴ فروردین ۳۰, یکشنبه

قمسمت دهم: تحلیلی از عملکرد رهبری در امور اداری اهلسنت بلوچستان


بنام الله مقتدر
قمسمت دهم:
تحلیلی از عملکرد رهبری در امور اداری اهلسنت بلوچستان

          با سلام و تقدیم مراتب ادب و احترام به همه خوانندگان گرامی دنباله این مبحث را به ترتیب ذیل ادامه میدهم: در قسمت های قبلی این مبحث اشاره کردم که  بلوچ یک ملت است و بلوچستان سرزمین اوست.  همه ملت های پیشرفته جهان در آغاز و قبل از رسیدن به آزادی های اساسی و خودمختاری  در مقابل تجاوز و دخالت ملت های زورگوی اطراف خود ایستاده و گاهی مجبور به تحمل خسارت های بسیار سنگینی شده اند ولی اجازه نداده اند که یک ملت متجاوز دیگر بر سر نوشت آنان مسلط شود و بدین گونه  حق تعین سرنوشت را بدست خود گرفته اند و با حاکم کردن قانون در جامعه خود راه ترقی و تعالی را برای نسل های خود هموار کرده  و بتدریج با ترویج نظام شایسته سالاری  به سطحی  عالی  از ترقی و شکوفائی و خوشبختی رسیده اند و همه  این  پیشرفت های  مثبت و افتخار آفرین توسط  رهبران  شجاع و مخلص و فداکار  به ثمر رسیده است.  همه ملت های پیشرفته دارای رهبران  از خود گذشته و فداکار و وفا دار به خود  بوده اند بر عکس ملت های عقب مانده و ضعیف و تحت سلطه بیگانگان که دارای رهبرانی خودپرست و خائن و ضعیف و زبون و جیره خور بوده اند.  خوشبختی یا بد بختی ملت ها رابطه مستقیمی با عملکرد رهبران شان دارد. ما وقتی که ملت مان را اینهمه  مسلوب الحقوق ، تحت فشار و در جوی پر از حفقان و بطور کامل بدون دفاع می بنیم  نگاه مان بطور غیر ارادی متوجه عملکرد رهبران مان میشود که چه مقدار در کار رهبری خود مخلص و برای حفظ حقوق ملت شان چه مقدار جدی و فداکار بوده اند  یا  هستند؟؟  در جائی که مسئله مرگ و زندگی یک ملت مطرح است تعارف را باید کنار گذاشت  و علل بد بختی و واماندگی ملتی را که در تاریخ به شجاعت شهرت دارد بر رسی کرد  و مواردی را که سبب این وضع اسف انگیز شده است از میان برداشت تا راهی برای احیای مجدد این ملت بی صاحب پیدا شود. گذشته ها گذشته است و دیگر در دست نیست  و بر آنچه که اتفاق افتاده است صلوات بفرستیم و بوضع حال به پردازیم و روشی اختیار کنیم که جبران مافات گذشته بشود و در این صورت  خود را مجبور می بینیم که به سراغ رهبری فعلی جامعه مان برویم و به بینیم عملکردش چه مقدار به نفع و یا به ضرر ملت است تا به تعدیل آن به پردازیم و جلو ضرر را از هر جا که بگیریم به نفع خواهد بود.

          رهبر پذیرفته  شده فعلی جامعه مان حضرت شیخ الاسلام مولانا عبدالحمید است حفظه الله.  دعای ما اینست که الله متعال عمری طولانی به ایشان عطا بفرماید تا با اقدامات داهیانه و رفتار شجاعانه خود کشتی این ملت را که از همه سو مورد تهاجم امواج سهمگین قرار گرفته  از تلاطم این امواج به سلامت عبور داده و به ساحل نجات و عافیت برساند و این جز به همتی بلند، و توکلی کامل بر قدرت و نصرت الله مقتدر امکان  پذیر نخواهد بود. شیخ الاسلام گرامی بدانند که رهبری یک جامعه یک مسئولیت خیلی سنگین است که اگر بخواهد متعهدانه به آن عمل کند لازم میشود که  در فرصت این چند روز و یا چند سال ایام عمر از عافیت و آرامش و احترامات کاذب که گرفتار آن شده است  چشم بپوشد تا در آن دنیای جاویدان به آرامش و عافیت و احترامی حقیقی و  نا محدود برسد و اگر خدائی نکرده  از پس این مسئولیت بر نیایند و همه توانش را حتی الوسع بکار نگیرد نتیجه بر عکس آن را هم نباید از نظر دور داشت.  انسان ها  از آنجمله رهبران بصورت فردی  همه می میرند و فقط ملت ها باقی میمانند.  خوشحالی یا بد حالی این ملت ها بستگی به عملکرد رهبران شان خواهد داشت و لذا ما بعنوان یک ملت نظرمان بر عملکرد رهبر بسیار محترم و گرامی مان است و خود را موظف میدانیم تا با دادن مشورت های مفید در خدمت ایشان باشیم و در انجام مسئولیت سنگین رهبری با ایشان همکاری کنیم  تا موفق و خوشنام از گذرگاه  این زندگی کوتاه عبور نماید و این ملت تحت ستم بخاطر فداکاری های ارزنده ایشان  نسل اندر نسل برایش دعای خیر نماید و چنان نشود که بر عکس آن اتفاق افتد.

          آنچه را که قابل ذکر است و متوجه آن هستیم اینست که  رهبر گرامیقدر مان این تصور را که رهبر یک ملت است در ذهن خود نداشته است  و بهمین دلیل تمام همّ و غمّش صرف یک چهار دیوار بنام مسجد مکی شده است  و در خارچ از این چهار دیواری  هیچ تدابیر رهبرانه  دیگری که  برای بهسازی جامعه  و حفظ حقوق خدادادی و کرامت ملت بلوچ که ایشان عنوان رهبری آنرا دارد متاسفانه دیده  نشده است و بهمین دلیل واضح  است که این سرزمین بی صاحب پر از گرگ های خونخواری شده است که زندگی را بر این ملت حرام کرده اند و هر طور که دل شان میخواهد به این ملت می تازند می گیرند و می بندند و شکنجه و اعدام و ترور میکنند و هیچ مانعی بر سر راه خود نمی بینند و در چنین وضعیتی است که عملکرد رهبر زیر سئوال میرود. وقتی که این جرائم و اتفاقات ناگوار از سوی قومی دیگر بر قوم بلوچ در سر زمین خودش بطور مستمر در جریان است رهبر برای جلوگیری از آن چه تدابیری را در برنامه رهبری خود دارد که اصلا  بر منظر عام نمی آید  و این ملت متفرق از هم  نمیدانند که چه بکنند و این مشکلات تحقیر آمیز و عزت شکن  را چگونه از سر خود دفع نمایند!؟  ملت تحت ستم بلوچ خواستار اینست که رهبر شان  از این رهبری تشریفاتی و بی برنامه  که این رژیم حیله گر و مکار به منظور اتلاف وقت  برای ایشان درست کرده است دست بردارد و با  برنامه ای واضح و جدی در راستای رفع ظلم از سر ملت و بازسازی  کرامت لگدمال شده و بر قراری عدالت در سر زمین این  ملت با توکل به الله مقتدر بطور مسالمت آمیز ولی جدی و قوی  وارد عمل شود و اگر دستگاه حاکم مطالبات ایشان را نه پذیرفت  و مصّر بر ادامه همین مظالم که منتهی به نابودی ملت بلوچ میشود شدند برای جلو گیری آن دست به تدابیر دیگری بزنند و غافل و منفعل و نا امید نه نشینند چون فرصت از دست میرود و آنها برنامه های ضد بشری و ضد بلوچ را به اکمال خواهند رساند  و آنگاه  واویلا و زدن بر سر خود هیچ فایده ای نخواهد داشت پس از همین حالا باید با آنها گلاویز شد و تاریخ نشان داده است که مدد و نصرت الله با مظلومین مجاهد و مقاوم است.

          این پُست دارد طولانی میشود در همینجا تمام میکنم و دنباله این مبحث را اگر عمرم کفاف داد  در پست بعدی ادامه خواهم داد، ان شاء الله.

         خوانندگان گرامی شایسته ترین احتراماتم را باری دیگر به پذیرید.
محمد آرمیان

دبیر کل -  نهضت عدالت بلوچستان ایران 

۱۳۹۴ فروردین ۲۹, شنبه

قسمت نهم : تحلیلی از عملکرد رهبری در امور اداری اهلسنت بلوچستان



بنام الله مقتدر
قسمت نهم:
تحلیلی از عملکرد رهبری در امور اداری اهلسنت بلوچستان

           با  عرض سلام  و تقدیم مراتب ادب و احترام  خالصانه   به محضر رهبر گرامیقدر مان حضرت شیخ الاسلام مولانا عبدالحمید حفظه الله و دیگر رهبران دینی و تمام حامیان حق و عدالت،  دنباله مبحث عملکرد رهبری در نظام اداری اهلسنت در بلوچستان را ادامه میدهم و از الله مقتدر و متعال خواستارم آنچه را که بنفع ملت بلوچ و اهلسنت ایران و رهبران ملت تحت ستم بلوچ در بلوچستان مظلوم است بر ذهنم جاری بفرماید تا در اینجا مطرح کنم به این نیت  که سبب تغییری مثبت در روند عملکرد رهبری و نجات ملت مسلمان  بلوچ از این وضع بسیار ذلت آمیز و اسف انگیز گردد.

         سعی بنده  در این مبحث بر  این است که حتی الامکان  از ملاحظه کاری غیر ضروری و خود سانسوری به پرهیزم و هر آنچه را که به نفع ملت گفتنی است در اینجا بگویم  چون بطور جدی  مسئله حیات و ممات  ملت  ما مطرح است و بهمین دلیل باید همه جوانب این قضیه  بطور شفاف و صریح بیان گردد  تا ملتی را که بخاطر غفلت دیرینه و حال رهبران خود  به  دهانه مرگ  رسیده است از مرگ حتمی نجات دهیم و این ممکن نخواهد بود اگر همه مان برای یک تغییر جدی و پر هزینه آماده  نشویم و باز همه این تغییر در گرو عملکرد رهبرعزیز مان است که با چه نوع  تدابیری  این امر حیاتی خیلی مهم را تدبیر و رهبری کند.

          بلوچ یک ملت است و بلوچستان یک سر زمین است که بطورطبیعی زیستگاه  این ملت بوده و هست  و بگواهی تاریخ بیش از پنجهزار سال است که آباء و اجداد  این ملت در این سرزمین زندگی کرده اند که در فراز و نشیب تاریخ در مقابل تجاوز دشمنان عملکرد بسیار شجاعانه ای از خود به یادگار گذاشته اند  و اکنون باید بر رسی شود که چه عواملی مسبب این همه  زبونی و ناتوانی و سر بزیری این ملت شجاع شده است که دین و سر زمینش، عزت و کرامت و امنیتش دستخوش  تطاول مزدوران و عوامل یک حکومت ضد عدالت  شده است و هیچ اقدام مثبت و موثری از سوی رهبری این جامعه مشاهده نمیشود تا جلوی این خودسری های زورگویانه گرفته شود و عدالت و امنیت در این سرزمین بر قرار گردد.

          وقتی که عوامل ضعف  کنونی این ملت را ردیابی میکنیم  علت اصلی آن را  در عملکرد رهبران این ملت در این هشتاد سال گذشته  می بینیم.  سرداران که روسای طوایف و  رهبران سیاسی زیر مجموع های خود به حساب می آمده اند می بینیم که  بطور دربست مطیع و حلقه بگوش حکومت مرکزی بوده اند و نه تنها هیچ کاری برای بالندگی و سر بلندی مردم شان نکرده اند بلکه  بخاطر درست کردن یک زندگی مرفه و متکبرانه برای خود  جز خیانت به مردم شان هیچ نقطه مثبتی در کارنامه شان دیده نمی شود . این جماعت متکبر بخاطر عیش و عافیت خود بی پروا از خیانت در حق ملت خود بوده اند و حلقه بگوشی دشمن را افتخار بزرگی برای خود می دانسته اند و با نمایش این حلقه بگوشی ونمایش اقتدار حکومت اجنبی  مردم خود را در رعب و وحشت نگه داشته اند تا کسی جرات سر جنباندن نداشته باشد و اینها در غارت کردن مردم زیر دست خود خودمختار و بدون مزاحم باشند.  این رهزنان که عنوان سرداری و رهبری جامعه خود را داشته اند با  استفاده از حمایت دولت از یک طرف و با همکاری طبقه  مفت خور دیگری بنام  امیر در اطراف خود که لقب کدخدائی کداخدائی داشته اند از طرف دیگر،  با رفتاری قهرآمیز و ضد انسانی  مردم  را  تبدیل به نوکران  خود کرده و از آنان بهره کشی ظالمانه کرده اند  و به هیچ کسی اجازه سربلند کردن نداده اند تا بدین وسیله  حمایت و جیره حکومت مرکزی شان قطع نشود. این جماعت طبق ضرب المثل معروف : " هم از توبره خورده اند و هم از آخور"  و بدون کمترین تردیدی عاملین  اصلی  سر کوب و عقب ماندگی مردم خود بوده اند و بجز از کارنامه ای  خیلی  سیاه چیز دیگری در پرونده شان دیده نمی شود که موجب افتخار و قابل ذکر باشد  و متاسفانه می بینیم که فرزندان همین جماعت مفت خور و متکبر امروز هم با همان شیوه پدارن خود بطور دربست در خدمت همین رژیم ضد بلوچ  قرار دارند و مشغول کار جاسوسی و مخبری و هموار کردن راه  دشمن  بر علیه ملت خود هستند  تا بدین گونه عنوان سرداری  شان  را حفظ کنند ولی نمیدانند که شرایط  خیلی  تغییر کرده  و آن شرایط سابق نیست  و بخش عظیمی ازاین ملت تحت ستم اینک به آگاهی های لازم  رسیده و مشغول مبارزه  با عوامل ظلم هستند و اگر اینها ساده لوحانه به همین روش خائنانه خود ادامه دهند دیری نخواهد گذشت که در زیر قدم های کوبنده مبارزین جان بر کف این ملت به پا خاسته له لورده و نابود خواهند شد و این حقیقتی است که نمونه آنرا بتکرار درگذر تاریخ می بینیم  و بهتر است که اینها  از هم اکنون تغییر مثبتی در زندگی خود بوجود آورند و اگر جرات پیوستن به مبارزین را ندارند حد اقل دست از این روش خائنانه  بردارند و جاده صاف کن دشمن نباشند.  همین مقدار برای نشان دادن عملکرد رهبران سیاسی ملت بلوچ کافی است که جز خیانت مطلق چیز دیگری در کارنامه شان دیده نمی شود  که ما به آن اشاره کنیم  و به افتخار شان  شعاری بدهیم و کفی بزنیم و اینها  باید  خیلی  شکرگزار باشند که ما با ذکر  نام  و مشخصات فردی به زیر و رو کردن کارنامه شان  نه پرداخته  و فقط به نگاهی کلی بر عملکرد این جماعت به اصطلاح رهبران سیاسی خود  بسنده کرده ایم  تا حفظ آبرو شده باشد. پس در بُعد رهبران سیاسی جامعه مان  حرفی بیشتری نیست که بزنیم و ملت بلوچ پس از رسیدن به آگاهی های لازم  این جماعت را بعنوان دشمنان اصلی خود خواهند دانست و بدون تردید  در تاریخ پر از ظلم  خود به  ثبت خواهند رساند.

           این پست را برای اینکه طولانی نشود در همین جا تمام میکنم و در پست های آینده به  عملکرد رهبری فعلی جامعه مان خواهیم پرداخت تا مشارکت فعالی برای ایجاد یک تغیر مثبت داشته باشیم و به  رضای الهی برسیم. در قرآن و در احادیث متعددی آمده است  آنهائی که از خوشی های زندگی خود صرف نظر می کنند  و به نجات فرودستان بی دفاع جامعه خود می پردازند به رضای الهی خواهند رسید  و ما در فرصت  این زندگی کوتاه مان به دنبال همین هدف هستیم و بس که به رضای الهی برسیم،

خوانندگان گرامی، احترامات خالصانه ام را باری دیگر تقدیم حضورتان میکنم امید میدارم که به پذیرید.
محمد آرمیان

دبیر کل -  نهضت عدالت بلوچستان ایران

۱۳۹۴ فروردین ۲۸, جمعه

قسمت هشتم : تحلیلی از عملکرد رهبری در امور اداری اهلسنت بلوچستان



بنام الله مقتدر
قسمت هشتم:
تحلیلی از عملکرد رهبری در امور اداری اهلسنت بلوچستان

        با عرض سلام بهمه دوستداران حق و عدالت، دنباله مبحث عملکرد رهبری  اهلسنت  را در بلوچستان ایران پی میگیریم. در هفت قسمت گذشته متوجه  سه نقص و ضعف خیلی مهم در عملکرد رهبری ملت بلوچ در بلوچستان ایران شدیم :

 الف) غفلت از اهمیت هویت خدادادی
  ب)  شرکت کردن بدون قید و شرط در انتخابات حکومت مرکزی و تقویت سلطه آن بر خود
 پ)  اجرای امور بدون در نظر گرفتن  الاهم فالاهم آن

          یکی از وظایف رهبری جامعه  آماده و متحد نگه داشتن مردم خود در اجرای برنامه های عام المنفعه است تا مردم بطور مستمر تحت کنترل دستگاه رهبری خود  قرار بگیرند  و مجال منحرف شدن به سمت های دیگر را پیدا نکنند،  به عبارت دیگر یک نیروی غیر خودی توان جذب آنها را در پیشبرد برنامه های خود نداشته باشد.  به این امر بسیار مهم  توجه لازم نشده است و می بینیم که  اکثریتی از مردم ما ندانسته  با دشمن خود همصدا و هم نوا هستند و بر ضد منافع ملی خود  با دشمن همکاری دارند  و همین بی توجهی و سهل انگاری سبب تضعیف خود رهبر و تشتت در جامعه شده است.

        در شرایطی که یک ملت هنوز آزادی های اساسی خود را بدست نیاورده  و تحت سلطه ملتی دیگر با رفتار دشمنانه قرار دارد لازم میشود که رهبر ملت تحت سلطه مردمش را به ساده زیستی تشویق نماید تا در زیر بار یک زندگی تجملاتی فلج و زمین گیر نشوند و هر لحظه که نیاز به مقابله  با یک برنامه دشمن باشد بدون هیچ عذری بلا درنگ  وارد مبارزه شوند و از این بابت خود رهبر باید الگو باشد و مردم از زندگی ساده  و آماده به مبارزه  او تقلید کنند ولی می بینیم که به این امر خیلی مهم اصلا توجه نشده است  چون زندگی خود رهبر بیش از حد تشریفاتی  و تجملاتی شده  است و این  در شرایطی است که مردم ما هیچ پشتوانه قانونی  برای حفظ صیانت خود ندارند و با اندک بهانه دشمن تمام زندگی شان مصادره میشود و یا طبق میل یک مامور خودسر دشمن افراد ملت مان خیلی راحت به گلوله بسته می شوند و صدائی هم در نمی آید در چنین شرایطی رهبر باید  زندگی تشریفاتی  و تجملاتی را برای خود حرام بداند.   قبل از رسیدن به آزادی های اساسی مردم ما چرا باید  گرفتار و معتاد یک زندگی تجملاتی شده باشند که متعلق به ملت های آزاده و خودمختار است  و همین نوع  زندگی عافیت طلبانه است که  مردم مان  را بطور کامل محتاط و بزدل و ناتوان کرده است و این هم یک غفلت بزرگ است که به خاطر عدم توجه رهبر به آن  در جامعه رشد کرده و سبب تضعیف این ملت شده است.  این یک حقیقت است که یک ملت عافیت طلب هرگز به خودسروری نخواهد رسید و مجبور به ادامه یک زندگی غلامانه و چاپلوسانه و مداحانه خواهد شد که در شان ملت بلوچ نیست، ملتی که  تاریخ  شجاعتش را ستوده است و حالا این ملت شجاع  در طول تاریخ  به چه دلیل اکنون باید  اینهمه وامانده و ناتوان و ستایشگر دشمن خویش باشد تا  او  را با چاپلوسی از خود  راضی نگهدارد که  با درست کردن بهانه ای توی سرش نزند!؟   هیهات من الذله ...

           یک  رهبر حقیقی در یک ملت تحت سلطه  حد اقل باید صد نفر از جوانان دلیر و جان برکف خود را که هر لحظه آماده تقدیم جان خود باشند در اطراف خود داشته  باشد تا  بتواند از حقوق ملتش با قدرت دفاع نماید.  ولی می بینیم که  در برنامه های تشریفاتی رهبرمان  کسانیکه ایشان را همراهی میکنند همه افراد  چاق و چله  با لباسهای گرانقیمت اطو کرده  و عطر و ادکلن زده و اتومبیل های مدل بالا هستند  که فقط برای پلو خوری و سیاهی لشکر و درست کردن یک ابهت کاذب رهبر را همراهی میکنند  و اغلب فرصت طلبانی بیش نیستند تا از موقعیت رهبر بنفع خود سوء استفاده ای بکنند و پر واضح است که این جماعت  عافیت طلب  در وقت ضرورت با درست کردن بهانه ای غیب شان میزند. چرا نظام  رهبری یک ملت بشدت  تحت ستم گرفتار چنین وضع تشریفاتی بی فایده و پر خرجی شده باشد!؟ علتش اینست تفکری که درد ملت در آن دیده شود و رهبر نگران معضلات و گرفتاری های ملت خود باشد هنوز در برنامه های روزمره  ایشان مشاهده نمی شود و این سبب شده است  که  مصرف در آمد های بیت المال که برای بهروزی ملت است به ترتیب الاهم فالاهم انجام نگیرد و بطور عمده همین عملکرد  سبب تعضیف رهبر مان  و ملتش شده است که امری نگران کننده است.

          ما همه ساله شاهد یک جشن با شکوه و پر خرج بنام جشن ختم بخاری در بلوچستان هستیم که مبلغی نزدیک به یک ملیارد تومان از محل بیت المال در برگزاری این جشن ها مصرف میشود آیا برگزاری چنین جشن پر خرجی در یک جامعه بتمام معنی تحت ستم لازم است و یا  جواز شرعی دارد!؟ آخر در کجای قرآن و یا احادیث رسول اکرم برای بر گزاری چنین جشن هائی  اشاره ای شده است که فرزندان امت مسلمه پس از اتمام روخوانی کتابی بنام " صحیح بخاری " اقدام به برپائی یک چنین جشن پر خرجی  بنام جشن  ختم بخاری کنند. این یک رسم جدید و بدعت محض است که در طول زندگی سلف صالح سابقه ای ندارد و جزء هیچ یک از عبادات نیست و تنها تشریفات با شکوهی است که نظیرش را فقط  شاهان متکبر برای نشان دادن ابهت خود برگزار کرده اند و چنین تشریفاتی در زندگی انبیاء مشاهده نمیشود. همین برنامه های غیر ضروری و بی فایده است که سبب تضعیف  رهبر گرامیقدر مان شده است و خود را مجبور می بیند که برای راضی نگهداشتن دشمن اقدامات مجاهدانه و قهرمانانه ملت خود را که پشتیبانان حقیقی او هستند محکوم کند و خود را تحت سرزنش وجدان قرار دهد.

        این پُست را برای اینکه طولانی و خسته کننده نشود در همینجا تمام میکنم و تا پست بعدی همه خوانندگان گرامی را به الله مقتدر می سپارم تا بر توکل بر ذات مقتدرش آماده تغییری مثبت شوند  و با توکل به قدرت نا محدود خالق  به رهبر گرامی مان اطمینان دهیم که تا آخرین نفس در کنار او خواهیم بود و تنهایش نخواهیم گذاشت تا این تغییر لازم را که منتج به نجات و سربلندی ملت مسلمان بلوچ خواهد شد  رهبری بفرمایند. ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغییروا ما بانفسهم. صدق الله العظیم.
طبق معمول پذیرای احترامات خالصانه ام باشید،
ممحمد آرمیان

دبیر کل -  نهضت عدالت بلوچستان ایران