۱۳۹۳ خرداد ۳۰, جمعه

قدم اول بسوی زنده کردن هویت


بنام الله مقتدر
قدم اول بسوی زنده کردن هویت خدادادی

بقلم: محمد آرمیان

گفتیم وقتی که ملتی نتواند هویت خدادادی خود را حفظ کند نمیتواند حقوق خدادادی خود را به اثبات برساند و دیگرانی بدون مشکل میآیند و حقش را به آسانی غصب می کنند. پس زنده نگهداشتن و حفظ هویت خدادادی مساوی است با حفظ حقوق انسانی خود.

ما وقتی که ندانیم از سوی خالق خود  صاحب یک حق بزرگ بنام وطن هستیم در این صورت طبیعی است که در مورد آن حق  بی تفاوت و غیر حساس می مانیم. مثلا  وقتیکه ندانیم بلوچستان سر زمین خدادادی ما مردم  بلوچ است و در حفظ این حق غافل و بی تفاوت باشیم  پر واضح است که  دیگرانی میآیند و در آن جولان میدهند و همه حقوق بنیادین را از ما سلب  می نمایند و ما را تبدیل به نوکرها  و چاکر ها  و پادو های خود میکند همین وضعی که امروز ما  در بلوچستان ایران با آن روبرو هستیم. این وضع تاسف بر انگیز بخاطر اهمیت ندادن به هویت خدادادی مان بوجود آمده  است.

 پس قدم اول را برای زنده کردن هویت خود برمیداریم:
از آغاز سال تحصیلی جدید همه ما مردم بلوچ دختران و پسران خود را با لباس بلوچی به مدارس خواهیم فرستاد تا در مسیررفت و برگشت همه بدانند که اینها فرزندان مردم بلوچ هستند. وقتیکه بچه های ما با شلوار لوله تفنگی و مانتو دیده میشوند هیچکسی نمیداند که اینها بلوچ هستند فکر میکنند که فارس هستند و چنین است که در سر زمین بلوچ هویت فارس بر هویت بلوچ غالب میشود و در نتیجه این سرزمین بعنوان سر زمین مردم فارس شناخته میشود و نه سر زمین مردم بلوچ  و  بلوچ عملا میشود بی وطن.

اگر مسئولین مدارس گفتند که بچه ها باید با یونیفرم به مدرسه بیایند و بدون یونیفرم راه نمیدهیم. باید بگوئیم که خیلی خوب ما با لباس بلوچی یونیفرم درست میکنیم. یونیفرم یعنی لباس متحدالشکل. رنگ روشن و مناسبی از پارچه  را انتخاب می کنیم و آنرا به شکل متحد می دوزیم  میشود یونیفرم. اگر نپذیرفتند معلوم میشود که در پی نابودی هویت ما هستند و اینجاست که ما باید مقاومت کنیم و متحدا تصمیم جدی بگیریم که  بچه های مان را با پوشش فارسی به مدرسه نفرستیم.  اینکار هیچ ترسی ندارد چون یک عمل ضد نظام نیست بلکه عملی است در راستای حفظ هویت خود که هیچ ضرری برای نظام ندارد. ولی اگر این تقاضای عادلانه پذیرفته نشود برای ملت بلوچ ضرر جبران ناپذیر دارد.  

ای مردم بلوچ بیائید قدم بقدم هویت خدادادی خود را زنده کنیم.

۱۳۹۳ خرداد ۲۹, پنجشنبه

ادم بی هویت یعنی آدم بی وطن


بنام الله مقتدر
آدم بی هویت یعنی آدم بی وطن

بقلم :  محمد آرمیان

یک انسان بی هویت یعنی یک انسان نا شناخته، یعنی یک انسان بدون حق و حقوق مثل ملت بلوچ که در سرزمین خود فعلا از همه آزادی ها  و حقوق بنیادین خود محروم است. علت اساسی این محرومیت ها  اهمیت ندادن به هویت خدادادی خویش است. یک بلوچ در ایران هنوز نمی داند که بلوچستان یعنی سر زمین مردم بلوچ. علتش اینست که تا کنون  برای هویت اصیل خود ارزش و اهمیتی قایل نبوده و نیست و همین باعث شده است که در این یک قرن اخیر زندگی محکومانه و غلامانه و حقیرانه داشته باشد.

 این ملت اگر برای هویتش ارزشی قایل میشد حد اقل می فهمید که بلوچستان سرزمین اوست و حتما  از خودش می پرسید که اینهمه بیگانه تفنگ بدست در خیابانها و بیابان های سرزمین من چرا بطور شبانه روزی حضور دارند و مشغول چه کاری هستند!؟ از خودش می پرسید که این اجنبی ها که مال اینجا نیستند به چه حقی از من محلی با قیافه ای طلبکارانه  می پرسند که بچه کجائی،  از کجا میآئی،  به کجا میری، چرا اونجا میری!؟  و از خودش می پرسید که  این  اداره نشین ها که بر او حکمرانی ظالمانه و طلبکارانه ای  دارند چرا همه غیر خودی و از جنس دیگری هستند و از ملت خودش نیستند؟  و باز از خودش می پرسید که من  در سرزمین پر نعمت خودم  چرا باید محتاج رحم و کرم مشتی اجنبی متکبر و خودخواه باشم!؟  چرا من  برای گرفتن شغلی یا طرح کوچکی مجبور به چاپلوسی و دادن رشوه و  زیر پا گذاشتن کرامت خود باشم!؟ از خودش می پرسید که من چرا باید برای تامین هزینه های زندگی ام  برای پیدا کردن و به قتل رساندن مبارزین ملت خود شغل کثیف مخبری و آدمکشی را انتخاب بکنم!؟

ای بلوچ بدان که  همه این مذلت ها و قبول زندگی محکومانه و غلامانه و محرومانه  فقط بخاطر اینست که برای هویت خدادادی خود که تو  را صاحب حق میکند اهمیتی قایل نشده ای.
ای آحاد ملت بلوچ بیائید بخود آئیم نسبت به هویت خدادادی خود حساس شویم تا در سرزمین خود صاحب حق گردیم و از این  زندگی غلامی و پادوئی بدر آئیم و به عدالت و به   وتواجهی برسیم.

وتواجهی (خودمختاری)  حق ما و حق همه ملیت های تحت ستم ایران است. برای رسیدن به آن با هم باشیم. 

۱۳۹۳ خرداد ۲۸, چهارشنبه

روشنفکر داریم و روشنفکر نما، کدام یک در جامعه ما فعال است.


بنام الله مقتدر

بقلم : محمد آرمیان

روشنفکر داریم و روشنفکرنما،
کدام یک از این دو  در جامعه ما فعال است؟

در جامعه بلوچ روشنفکر نداریم و اگر هم تک و توکی  داشته باشیم  پیدای شان نیست. خفقان موجود  نا پیدای شان کرده است. اما روشنفکر نما تا دلت بخواهد  فراوان داریم که جلسات روشنفکرانه شان مرتبا بدون کمترین خوف و هراسی برگزار میشود.  آن روشنفکرانی که دکوراسیون اطاق پذیرائی شان عالی ترو بساط چائی و شربت و غذا و میوه شان  مفصل تر باشد غالبا  از بقیه  روشنفکر تر بحساب میآیند و دعوت شده ها برای حفظ ظاهر هم که شده حرف های قلمبه سلمبه و بی سر و ته و بی نتیجه ی  اینگونه  روشنفکران  پولدار را با ولع خاصی گوش میکنند و عین اینکه آیه قرآن شنیده باشند آمننا و سلّمنا میگویند و برای اینکه نمک نشناسی نکرده باشند سخنانی در تائید و تمجید و تعریف   این روشنفکر نما های  پولدار ابراز میکنند تا در جلسات  بعدی که پر از بخور بخور است  باز هم  شرکت داده شوند. روشنفکر پولدار مان در پایان جلسه و رفتن مدعوین به خانه های شان خوشحال از وضع موجود میرود در مقابل آئینه قدی می ایستد  و نگاهی با دقت  به هیکل خودش میکند و راضی از خویشتن خویش  متفکرانه بخودش میگوید که باریکلا  تو آدم خیلی عاقل و فهمیده و موفقی هستی چون توانسته ای  اینهمه آدمهای سر شناس،  ادیب و شاعر و روشنفکران جامعه را جذب خودت بکنی پس با اینهمه استعداد  میتوانی خودت را بعنوان یک آدم با نفود و موثر و مهم  به مسئولین موجود در محل  قالب کنی و در همکاری با آنها  مزایائی را حاصل نمائی.

شما  اینگونه روشنفکران را معمولا در دفاتر شهردار، فرماندار، استاندار و یا دفتر رهبری و سپاه و نیروی انتظامی و بطور مخفی در ارتباط با مسئولین اداره اطلاعات  می بینی که برای فروختن شرف خود و کرامت  ملت خود بازاء دریافت اندکی مزایای حقیر مادی و عزتی کاذب و گرفتن طرحی به اصطلاح عمرانی برای خود  در حال چاپلوسی و ابراز ارادت می بینی و همین روشنفکران خودخواه هستند که در خدمت گزاری به حکومت ظالم و غاصب برزگترین خیانت را در حق ملت مظلوم خود میکنند و در عین خیانت باز هم می بینی که  مورد احترام هستند چون رفیق و همکاسه اربابان قدرت هستند و مردم محروم و ظلمزده و درمانده که هیچ یارو یاوری ندارند  امیدوارند که همین خود فروخته های خودپرست در ارتباط با حکومت  شاید روزی بدرد شان بخورند که نمی خورند.

آری یکی از بد بختی های بزرگ و جدی  جامعه بلوچ وجود همین روشنفکران کور دلی است که با افتخار در خدمت نظام ظالم و غاصبی هستند که برای نابودی این ملت برنامه دراز مدت دارد و این تاریک فکران  روشنفکر نما یا از برنامه های ضد دین و ضد سرزمین این نظام  بی خبرند و یا اینکه وجدان شان از کار افتاده است  و برای حفظ اندک مصالح  شخصی خود مصالح بزرگ  جامعه شان را در همکاری با دشمن  بی پروا  پایمال میکنند.

ای اینگونه روشنفکران خود پرست  تا دیر نشده است بر سر عقل بیائید و از همکاری با این حکومت ظالم و ضد هویت خود دست بردارید و سبب نابودی سر زمین و آینده فرزندان و نسل های آینده خود نشوید. اگر بر سر عقل نیامدید  بدانید که  این ظالمهای بی وجدان تا یک دهه دیگر همه شما  خود باخته های بی وجدان تر از خود را عین آشغال جاروب کرده و بدور خواهند ریخت و اگر باز هم متوجه نمی شوید بدانید که  این اتفاق حتما خواهد افتاد و شما در آن وقت خواهید گفت که:  از ماست که بر ماست ولی دیگر خیلی دیر شده است و فایده ای نخواهد داشت و شما مجبور خواهید شد که در زباله دانی تاریخ زندگی کنید. و ما علینا الا البلاغ.

      

۱۳۹۳ خرداد ۲۷, سه‌شنبه

اهمیت حفظ هویت خدادادی در اسلام



بنام الله مقتدر
حفظ هویت و اهمیت آن در اسلام
بقلم:  محمد آرمیان
           هویت یعنی چه؟ هویت مفهومی است که هر چیزی با آن شناخته میشود یعنی اساس شناسائی هرچیز. اکر چیزی شناخته نشود و بی هویت باشد بمعنای آنست که هیچی نیست و هیچ ارزشی ندارد.

 در مورد انسان خداوند حکیم میفرماید: یا ایها الناس انا خلقانکم من ذکر و انثی و جعلناکم شعوبا و قبائل لتعارفوا انّ اکرمکم عند الله اتقاکم... ترجمه: ای مردم ما شما را از یک  مرد و یک زن آفریدیم و سپس  به شکل اقوام (ملتها) و قبائل در آوردیم تا یکدیگر را بشناسید . به درستی که بهترین شما در نزد الله  با تقوا ترین شما است... تاکید خالق بر حفظ هویت تا هر ملتی شناسائی شود.

بجز از قوم بلوچ همه اقوام (ملت های) جهان مفهوم  این آیه را بدرستی فهمیده و به آن اهمیت داده اند و همان طوری که خداوند فرموده است  مورد شناسی قرار گرفته اند و بر روی نفشه جهان جای مشخصی از خود دارند. جائی که در آن بیگانه به حساب نمی آیند بلکه مالک و خود مختار در بهره برداری از امکانات آن هستند. در ادامه میفرماید:  بهترین اقوام در نزد الله متعال  آنهائی هستند که تقوای شان بیشتر باشد.  تقوای شان بیشتر باشد یعنی چه و چه لزومی دارد؟ چرا خداوند در رابطه با شناسائی اقوام مسئله تقوا را در اینجا مطرح فرموده است؟ علماء و ارباب دین  ملت بلوچ در همین نقطه دچار مشکل هستند و با این قضیه بسیار مهم خیلی سطحی برخورد میکنند و میگویند که خداوند گفته است که فقط شناسائی شوند در همین حد که آن عرب است و این کرد است و آن فارس است و این بلوچ است الخ... برای این مقدار شناسائی سطحی چه نیازی به تقوا هست که خداوند در این رابطه مطرح فرموده است؟ تقوا یعنی خدا ترسی. برای این مقدار شناسائی سطحی واضح است که نیازی به تقوا و ترس از خدا  نیست. تقوا برای اینست که یک قوم تمام حقوق و اجزای تشکیل دهنده هویت  قومی  دیگر  را بشناسد یعنی آنها را  رعایت کند و مورد تجاوز قرار ندهد. یعنی هر قومی باید زبان، لباس، نامهای قومی، آداب و رسوم (فرهنگ)، ناموس،  روایات تاریخی، محیط زیست (سرزمین – وطن) ، امنیت، عزت،  کرامت و غیره اش مورد شناسائی قرار بگیرد  و محترم شمرده شود. این شناسائی نیاز به تقوا و خدا ترسی دارد و نه آن  شناسائی سطحی که این عرب است و آن  کرد و ترک و بلوچ و غیره ...
   
خداوند میفرماید این اقوام موجود در جهان را من بوجود آورده ام تا شناسائی شوند. پس این خواسته خداوند است که این اقوام باید وجود داشته باشند تا در این عمل شناسائی و  در تعامل با یکدیگر امتحان تقوای خود را بدهند. پس حفظ هویت یک ملت  امر الله است  و این حفظ هویت چیزی جز اطاعت از امر خالق نیست . لذا وقتی که یک نفر میگوید من بلوچم و این هویت من است که یک موهبت الهی است  و خدا چنین خواسته است که من یک بلوچ باشم  و نه یک فارس و ترک و کرد و غیره... آیا  این فرد با این گفته  کاری خلاف اسلام انجام داده است؟  ولی عالم بلوچ در همینجا ایراد میگیرد و میگوید که نگو من بلوچم، اینهمه  بلوچ بلوچ نکن اسلام مهم است و نه بلوچ و این قوم پرستی است و باز  استدلال میکند  که  اسلام یک دین جهانی است و با قوم پرستی مخالف است پس  باید از اسلام حرف زد و نه از قوم. این دسته  از علمای ما  با این استدلال خود کاملا از موضوع خارج میشوند و اینکه میگوید  اسلام یک دین جهانی است کاملا درست است و در آن هیچ شکی نیست  ولی هیچ ارتباطی با این قضیه هویت  ندارد و اصلا موضوعی کاملا جداگانه است و در مبحثی دیگر باید به آن پرداخته شود و نه در این اینجا.

 عالم بلوچ به اینکه اسلام ناجی همه اقوام عالم باشد هیچ اعتراضی ندارد ولی برای اینکه ناجی  ملت بلوچ باشد اعتراض دارد و آنرا قوم پرستی می نامد و این یک مشکل اساسی است که ملت بلوچ هنوز هم تا حدی  با آن مواجه است. ملت ما  تحت تاثیرعالم  ما جهاد را برای نجات ملت فلسطین، برای نجات ملت کشمیر، برای نجات ملت افغان و برای نجات ملت چیچن و غیره جایز میداند و اگر دعوت شود به آنجا ها میرود ولی برای نجات ملت خودش جایز نمیداند با این توجیه که اسلام با نجات این قوم موافق نیست چون عالمش اینطور تشخیص میدهد  و هرکسی که برای نجات این قوم بی سر پرست و بی صاحب به جهاد بپردازد از نظر این دسته از علمای ما  خلاف دین جهانی اسلام عمل کرده و قوم پرستی کرده است. شما را بخدا  این یک استدلال  خیلی عجیب نیست!!؟ وای که چقدر تهی شده است ملت ما از هویت خدادادی خود و از حقیقت !  و  فقط بهمین دلیل است که می بینیم  امروز  زیر مشت و لگد و بگیر و ببند های خودسرانه زندگی میکند، تحقیر و تبعیض وتهدید و جریمه و زندانی و اعدام  میشود و باز هم  نمیداند که اشکال کار در کجاست!
خدایا چنان کن سر انجام کار    تو خشنود باشی و ما رستگار

 در همین جاست که عالم دینی بلوچ با این نوع برداشت سطحی از این قضیه،  پدر ملت خودش را درآورده است یعنی اهمیت ندادن به حفظ هویت خدادادی را در ملت خود ترویج کرده است بطوریکه می بینیم امروز هیچ کسی به این قضیه بسیار مهم و حیاتی اهمیتی نمی دهد و سر زمین ملت بلوچ تاراج هر بیگانه بی سروپائی شده است. بیگانه ها در وطن ملت بلوچ همه کاره و صاحب امر هستند  و خود این ملت در سرزمینش بیگانه و بیگانه پرست و بی اختیار و سرکوب شده و چاپلوس و محتاج رحم و کرم دشمن دین و سرزمین خویش است و همه این بر میگردد به اهمیت ندادن به هویت خدادادی خود.
  
اهمیت حفظ هویت خدادادی،  اولین درسی است که در ابتدائی ترین مراحل زندگی به فرزندان هر ملتی  باید آموخته شود. هر فرد یک ملت قبل از هر چیز دیگر نسبت به حفظ هویت خدادادی خود باید حساس باشد تا شناسائی شود این خواست خداست و عمل کردن بر آن باید یکی از برنامه های اسلام باشد. اگر چنین نشد و هویت خدادادی یک ملت مانند ملت بلوچ  تحت برنامه های تجاوزکارانه ملتی دیگر(ملت فارس) که از دایره تقوا خارج شده است از بین رفت در چنین وضعیتی امر خدا نقض شده است و ملت ما دیگر شناسائی نخواهد شد و عالم ما باید  بداند که اسلام با نقض حکم خدا موافق نیست و بداند که حفظ هویت خدادادی مترادف با قوم پرستی نیست. چرا عالم ما  نباید بداند که  قوم فارس یک قوم نژاد پرست است  و به حقوق خدادادی خود قانع نیست  و از دایره تقوا خارج شده است قوم بلوچ را شناسائی نمیکند و مشغول هویت زدائی ملت بلوچ است و جلویش باید گرفته شود و اگر دست از این اقدام خود بر نداشت  بمعنی اینست که حکم خدا را نقض کرده و از دایره تقوا خارج شده است در این صورت یک قوم ظالم و متجاوز است و حکم خداوند اینست که با ظالم و متجاوز به حقوق دیگران باید مبارزه شود تا همه ملل و اقوام موجود بر روی کره زمین هویت، امنیت ، عزت و کرامت شان در جغرفیای ملی خود محفوظ بماند.


 پس از مسایل عبادی و پرستش خالق متعال،  این موضوع یعنی حفظ هویت اقوام و بر قراری روابط عادلانه فی ما بین   رسالتی است که دین اسلام انجام و اجرای آنرا در سطح جهان به عهده دارد تا عدالت و امنیت در جهان برقرار گردد. پس اگر موضوع حفظ هویت به عنوان یکی از دروس اجباری در مدارس دینی ما که در اختیار خود علمای ملت بلوچ است منظور شود اقدام بسیار مفیدی برای شناسائی ملت بلوچ که هویت خدادادی اش در حال نابودی است خواهد بود.  زنده باد اسلام ، زنده باد هویت ملت بلوچ و هویت خدادادی همه ملتهای دیگر جهان.    

۱۳۹۳ خرداد ۲۴, شنبه

اعلامیه : قابل توجه مغازه داران غیر بومی در بلوچستان


بنام الله مقتدر
اعلامیه، قابل توجه:
 مغازه داران غیر بومی در بلوچستان
بتاریخ: 24/3/1393 شمسی مطابق 14/6/2014 میلادی

روند اشغال نا محسوس به سبک اسرائیل – فلسطین در بلوچستان این روزها کاملا محسوس است و مردم بلوچ تا دیر نشده است باید بفکر جلوگیری از این بی عدالتی  و چاره کار باشند.
برای اینکه این برنامه ی ضد عدالت و خطرناک نظام جمهوری اسلامی به نتیجه و ثمر نرسد ملت بلوچ باید متوجه باشد و در این مورد بسیار حیاتی بی تفاوت نه نشیند و از خود حساسیت نشان دهد و اجازه ندهد که گجر(قوم فارس) با حمایت حکومت در سر زمین او ریشه بدواند و بتدریج صاحب آن گردد  و خود ملت بلوچ بی وطن شود.
با توجه به اینکه در بلوچستان همه مشاغل کلیدی و مهم دولتی، نیمه دولتی و شرکتی  به فارسها و زابلی ها سپرده شده است و امر تجارت و کسب و کار جزئی و  مغازه داری را هم فارس ها و غیر بلوچها اشغال کرده اند ملت بلوچ بداند که در توطئه ای بزرگ قرار گرفته و با این شرایط نا عادلانه ای که در جریان است  کاملا دارد پا در هوا میشود و با این روند هیج آینده ی مثبتی برایش متصور نیست یعنی اینکه بتدریج باید نابود بشود.
برای اینکه ملت بلوچ در سرزمین خود صاحب حق باشد و از زادگاهش بتدریج ریشه کن نشود مجبور به انجام اقدامات پیشگیرانه ای شده ایم که بدین وسیله اعلام می نمائیم:
برادران فارس و زابلی بدانند وقتیکه در یکی از شهرهای بلوچستان مغازه ای باز میکنند در واقع جای یک خانواده  بلوچ را اشغال میکنند و با توجه باینکه همه کارهای دیگر به آنان سپرده شده است برای بلوچ هیچ کار دیگری باقی نمی ماند و برای زنده ماندن  و ادامه حیات مجبور به انجام کارهای غیر قانونی میشود که به بهانه آن تحت تعقیب قرار میگیرد، دستگیر و زندانی میشود و یا با شلیک تیر توسط مامورین تفنگ بدست زابلی و سربازان مرزی کشته میشود و می بینیم که این معضل  تبدیل بیک امر روزمره شده است و مرجعی قانونی که جلوی این بی عدالتی ها و کشتار های غیر قانونی را بگیرد هم وجود ندارد لذا اعلام میکنیم که   این بی عدالتی و ظلم آشکار دیگر از محدوده تحمل خارج شده است و ملت بلوچ برای اینکه از بین نرود باید بفکر چاره کار بطور اساسی باشد تا معضل فلسطین در بلوچستان تکرار نشود.
برای اینکه ملت بلوچ از سر زمین خود آواره و دربدر نشود چاره ای جز این نیست که اعلام کنیم که همه زابلی ها و غیر بلوچهای مغازه دار در همه شهرهای بلوچستان تا پایان سال 1394 شمسی و یا تا پایان سال 2015 میلادی مهلت دارند که برای شغل مغازه داری به شهرهای خود تشریف ببرند و اجازه دهند که تنها این یک کار اندک  در دست بلوچها قرار بگیرد تا بتوانند با کار و کاسبی در محیط زیست خود لقمه نانی برای خانواده های شان  تهیه کنند و زندگی شرافتمندانه و آبرومندانه ای داشته باشند و این تقاضائی بجا و عادلانه است که اگر مورد توجه قرار نگیرد و این مهمان های نا خوانده مغازه دار که در بلوچستان جا خوش کرده اند  این اعلامیه را نا دیده بگیرند و تا پایان مهلت تعیین شده برای مغازه داری به شهرهای خود تشریف نبرند در این صورت بدانند که امکان وقوع  هرگونه پیش آمد نا خواسته و غیر قابل جبرانی برای شان متصور خواهد بود لذا این برادران مغازه دار لطف کنند تا قبل از پایان مهلت تعیین شده  برای کسب وکار به شهرهای خود که آب و هوای بهتری هم دارد تشریف ببرند تا پس از آن مواجه با مشکلات جبران نا پذیری نشوند. با تشکر و ادای احترام...

محمد آرمیان
دبیر کل
نهضت عدالت بلوچستان

رونوشت: به سازمان ملل متحد و پارلمان اتحادیه اروپا –

رونوشت: بهمه سازمانهای حقوق بشر  

۱۳۹۳ خرداد ۲۳, جمعه

دعای بازار هر بار مساوی با یک ملیون ثواب


بنام الله مقتدر
بقلم : محمد آرمیان

این تسبیح یا دعای بسیار مفید را یاد بگیریم:

لا اله الا الله ، وحده لا شریک له، له الملک و له الحمد، یحی و یموت و هو حی لا یموت ، و هو علی کل شئی قدیر.

انگلیس آن را هم یاد بگیریم:
None is worthy of worship besides Allah. He is one and has no partner. His is the kingdom and for Him is all praises. He gives life and causes death. He is Ever Alive and never dies, and He has power over all things.
فارسی آن هم اینطور است:
نیست هیچ معبود بر حقی بجز الله. او یکتا ست و شریکی ندارد. پادشاهی از آن اوست و همه ستایش ها مخصوص او میباشد. اوست که زنده میکند و می کشد. او همیشه زنده است و هرگز نمی میرد .  او بر انجام هر کاری تواناست.

این ذکر اگر در محیط کار وکاسبی و بازار خوانده شود برای هر بار یک ملیون ثواب در اعمال نامه انسان نوشته میشود. ما هر مقدار که بیشتر بخوانیم میلیونهای بیشتری نصیب مان میشود که ماندگار است و مانند مال دنیا هرگز از بین نمیرود.

بیائید برای حفظ هویت مان از اسامی بلوچی استفاده کنیم


بنام الله مقتدر
بقلم : محمد آرمیان

 برای حفظ تشخص یک قوم استفاده از اسامی ملی و قومی خویش امری بسیار ضروری و مهم است که ما بعلت سلطه بیگانه از اهمیت این امرخیلی مهم بی خبر مانده و از آن غفلت کرده و اسامی اجنبی بر روی فرزندمان گذاشته ایم. اینها تعدادی از اسامی مردانه بلوچی هستند. بجای نامگذاری فرزندان خود با نامهای اجنبی و غیر بلوچی از این نامها استفاده کنیم تا بدانند که ما متعلق به قوم بلوچ هستیم:
محمد، دادمحمد، ملک محمد، شیرمحمد، بیک محمد، نیک محمد، جان محمد، مراد محمد، شاه محمد، درمحمد، دین محمد، خیرمحمد، ولی محمد، نورمحمد، عیدمحمد، دوست محمد، شفی محمد، غلام محمد، نظرمحمد، پتی محمد، پیرمحمد، چاکر، گوهرام، چمل، حمل، بالاچ، بیبگر، جییند، کمبر، باهوت، آدینگ، شکّل، شیران، شنبه، دوشنبه، چارشنبه، پنشنبه، جمه، شهداد، الله داد، هداداد، الله بکش، هدابکش، نبی بکش، محمدبکش، الهی بکش، هیربکش، جمّا، شهبیک، شهکرم، شهداد، شهدوست، شه ملک، شهمراد، دلمراد، مولاداد، گلبیک، شهبیک، ملک بیک، جان بیک،  نواز، نیاز، نودبندک، مهیم، میار، براهندگ، بوهیر، برکت، بجار، پردل، پلّین، گزی، گمشاد، راهی، رهچار، چمروک، پازل، محتاج، چراگ، مزار، کمبر، درا، دودا، بهادر، میردوست، دوستین، کبا، گنگزار، کهور، هیبتان، مزار، ارمان ، امیتان، گمی، شهباز، شهمیر، سبزل، دیدگ، دلبود، سبزل، دلدار، ولیداد، شاهو، دلشاد، وژدل، دلوش، سکی داد، شاهو،مولابکش، قادربکش، واحد بکش، رحیم بکش، گزابیک، مرید، میداد، میران، دلپل، گلپل، گاجی، گاجیان، جنگیان، سنگَر، بچیدَرو خیلی دیگر که باید جمع آوری شوند.

  تعدادی از نام زنان بلوچی را هم ملاحظه بفرمائید:
تاج هاتون، ماهاتون، درهاتون، مهرهاتون، مراد هاتون، زرهانون، ملک هاتون، گل بی بی، جان بی بی، ناز بی بی، نوربی بی، دربی بی، هیربی بی، مه بی بی، لال بی بی، تاج بی بی، سدگنج، مه گنج، شهربانو، مهدیم، ماه ملک، سارا هاتون، مهناز، مه بانو، درناز، گوهر، زرگل، مهتاپ، هانی، سّسی، سدو، ماه پری،  گلپری، گنجی، سنجی، مه گل، رابیا، ازبوتک، جان ملک، ماهل، هیمنه، مهگونگ، واهگ، شاری، شدری، مورتی، درّین، زرّین، مهگلین، سنگین، زمرد و ده ها نام دیگر که باید جستجو و منتشر کرد.

 سعی کنیم حتی الامکان از نامهای فارسی، هندی و عربی و غیره هرچه کمتر استفاده کنیم  و به نامهای خالص بلوچی و ملی خود هر بیشتر توجه نمائیم این نسبت به حفظ هویت خدادادی ما کمک خواهد کرد و با دیدن نام ما همه خواهند دانست که ما متعلق به ملت بلوچ هستیم. برای زنده کردن هویت ملی مان این امری بسیار ضروری است و همه مان بر گذشته ها صلوات بفرستیم و از پس بر روی بچه های مان نام بلوچی بگذاریم تا حس بیگانه پرستی بتدریج در ما از بین برود و هویت خدادادی مان از نابودی نجات پیدا کند باذن الله. 

۱۳۹۳ خرداد ۲۲, پنجشنبه

رضیت بالله ربا و بالاسلام دینا و ...

بنام الله مقتدر

این تسبیح بسیار مفید است آنرا در فرصت های مناسب مورد توجه قرار داده و به تکرار بخوانیم ایمان مان تقویت میشود:

رضیِتُ بالله ربا و بالاسلام دینا و بمحمد صل الله علیه و سلم نبیا.

انگلیسی آنرا هم یاد بگیریم:

I am wholly pleased to believe in Allah as my Lord, Islam as my religion, and Muhammad salalla o alaihe wa sallam as my prophet.

فارسی آن هم میشود:

 راضی به این شدم  که  الله پروردگار من ، اسلام دین من و محمد صل الله و علیه و سلم نبی من است.


۱۳۹۳ خرداد ۱۸, یکشنبه

فرق بین شعر و معر


بنام الله مقتدر
فرق بین  شعر و معر
بقلم : محمد آرمیان
          در دنیا چیزهائی هستند که اصل اند و ارزش دارند  و بدل آنها را هم درست کرده اند که ارزشی ندارند و عده ای هستند که کارشان بدل سازی است  تا این بدل های خود  را به جای اصل به مردم قالب کنند و از آن بهره ای ببرند.  هر چیز اصیل ارزش دارد  و بدل آن بی ارزش است مثلا مانند زیور آلتی که از طلای خالص درست شده اند که اصل هستند و با ارزش. زیور آلاتی هم هستند که با همان طرح و همان رنگ طلا ساخته شده اند  ولی طلا نیستند واین گونه  زیور آلات قلابی در نزد هیچ کسی ارزش و اهمیتی ندارند  ولی در هر حال  وجود دارند و عده ای هم  خود را با آن مشغول میکنند.
          از یکی پرسیدند که چه داری مینویسی؟ جواب داد هیچی بابا  بی کاریم نشسته ایم شعر و معر می نویسیم.  شعر و معر!  شعر اصل است و معر بدل آن . حالا معلوم نیست که این بابا دارد شعر می نویسد یا معر؟ فرق بین شعر و معر را به بینیم:
          شعر عبارت از  ردیف کردن کلماتی است در کنار هم که وزن و قافیه داشته باشند بطوری که  خواننده  پس از خواندن آن به سمت یک سوژه ، یک هدف و یا یک حقیقت مشخص سوق داده شود. پس شعر یک نوشته قافیه دار است با یک هدف مشخص که خواننده هدف  شاعر را از نوشتن این شعر می فهمد و می داند که شاعر چه چیزی را میخواهد به او القاء کند. چنین نوشته قافیه داری یک شعراصیل است و ارزش دارد. خواننده با خواندن چنین شعری متوجه یک حقیقت مشخص مثبت یا منفی در جامعه خود میشود و تا حدی متحول میگردد.  
          اما نوشته قافیه داری که به شکل شعر است ولی خواننده پس از خواندن آن هر چه  فکر میکند متوجه هدف و منظور شاعر از نوشتن این شعر نمی شود  چون هیچ هدف مشخصی در آن مشهود نیست و اینها فقط کلمات نا مربوطی هستند که بطور قافیه دار در کنار هم چیده شده اند و بیانگر هیچ حقیقت خاصی نیستند و تاثیر خاصی  هم  بر خواننده نمی گذارند  و تنها هدفی که برای چنین نوشته ای در کار بوده اینست که نوبسنده خواسته است خود را در جامعه  به عنوان یک شاعر مطرح کند و کسانی پبدا شوند که برای او واه واه و به به و چهچهی هم  بکنند و تمجیدی بعمل آورند.  چنین نوشته هائی شعرنیستند بلکه بدل هستند و فقط  شکل شعر دارند و  معر اند. شما گاهی یک شعر ده خطی یا بیست خطی را میخوانی بعد هر چه فکر می کنی این شعر چه میخواهد بگوید و از من خواننده چه میخواهد اصلا متوجه نمی شوی چون هیچ هدف خاصی در آن دیده نمیشود جز اینکه نویسنده آن خواسته است خود را بعنوان یک شاعر قالب کند.
          شعر اصیل  نوشته جانداری است که حقایق بسیار مهم سرکوب شده در جامعه را بی پروا از خطرات آن بیان و بر ملا میکند. شعری که عده ای را برای انجام یک هدف مشخص به حرکت در نیاورد شعر نیست معر است. شعری که تعدادی از افراد خودخواه و سوء استفاده گر ضد عدالت جامعه را در مخالفت  با شاعر به حرکت در نیاورد شعر نیست معر است. یک شاعر اصیل همیشه  کسی است که مورد  شماتت و ملامت  خود پرستان ظالم قرار میگیرد و فقط همین عده منحرف از حق و حقیقت هستند که  بر علیه او حرف میزنند و بد و بیراه میگویند  ولی در آن سوی این معادله  توده های مظلوم و فرودست و حق باخته  جامعه هستند که  به حمایت او می پردازند  و برای نجات از ظلم و ستم و رسیدن به حق و عدالت قیام میکنند.  یک شاعر اصیل باید حامل یک رسالت بزرگ باشد  و آن  بر انگیختن توده های ملیونی مردم در یک جامعه در بند و تحت ستم است. بیائید بجای معر گفتن شعر بگوئیم و ترس را از توده های مظلوم جامعه خود به زدائیم  و آنان را برای رهائی از ظلم  به حرکت در آوریم.  این بود فرق شعر با معر و فرق شاعر با ماعر. قضاوت صحیح در این مورد را باید از زبان اهل حق  و توده های تحت ستم شنید و نه از مستکبران جامعه. درود به همه شما حامیان عدالت و دوستداران رهائی از ظلم و جنایت.   

          

۱۳۹۳ خرداد ۱۷, شنبه

با استفاده مفید از فیسبوک هویت خود را زنده کنیم


بنام الله مقتدر
نگرشی بر عملکرد ملت بلوچ در فضای فیسبوک

همه میدانیم که ملت بلوچ بخاطر نداشتن  رسانه ای از خود و محکوم بودن به شنیدن اطلاعات وارونه و غلط از رسانه های دشمن غاصب از دانش مفید نسبت به حقوق خود، نسبت هویت و مستندات تاریخی خود نا آگاه و محروم مانده است و بهمین دلیل امروز تنها ملت بی هدفی است که بر پشت این کره زمین زندگی میکند. ملتی است که ذلت را بجای عزت اشتباه میگیرد. ملتی است که هنوز فرق بین  زبونی و فرومایگی و درماندگی را با شجاعت و سر بلندی و کرامت و مردانگی نمی داند و جای اینها را غالبا عوضی میگیرد. هنگام نقض حقش توسط یک مامور دولت بجای مجادله و مقابله و مقاومت  به چاپلوسی و نوکرتم چاکرتم می پردازد و متاسفانه  با اینکار خود را زرنگ و عاقل و فهمیده هم  می پندارد. آنقدر در فرهنگ قوم  متجاوز ذوب شده است  که  نام فرزندش را بجای شهبیک و چاکر و گوهرام و درا و میداد و شی مرید و میران،  ایرج و منوچهر و اردشیر و کورش و بابک  و آرش میگذارد و اسم دخترش را بجای واهگ و مهدیم و ماه پری و گل بی بی و ملوک خاتون و هانی و هیمنه و هزاری میگذارد آرزو و سوسن و سمیرا و شیلا ، ژیلا ، مهین و الهه و الینا. وقتی که از یکی می پرسی چرا اسم بلوچی روی بچه ات نگذاشته ای جواب میدهد اون اسم ها دیگه قدیمی شده و این یک استاد بلوچ در دانشگاه است که چنین حرفی میزند. حالا تو خود حدیث مفصل بخوان تا آخر که این ملت بی خبر از همه چیز چقدر ذوب شده است در فرهنگ بیگانه ی مسلط بر خود. این ملت هنوز نمیداند که اگر هویتش را از دست داد روی این زمین هیچ جائی برای زندگی کردن نخواهد داشت چون سر زمین خودش را در این عالم خود باختگی مطلق  دیگران متصرف خواهند شد و او به عنوان یک فارس بی ریشه تا ابد باید نوکری و غلامی فارس های ریشه دار را در سر زمین خدادادی خود بکند. بیائید بیدار شویم هویت اصیل و خدادادی خود را با جدیت تمام دوباره  زنده کنیم و با چنگ و دندان پاسداری نمائیم تا نابود نشویم و سر زمین  مان که مادر وطن نام دارد به همین آسانی از دست مان نرود. این فیسبوک تنها رسانه ای است که به لطف خدا بطور مجانی در اختیار مردم بلوچ هم قرار گرفته است.  محیطی ارزشمند برای آگاه سازی و ارتباطات فی ما بین است و ما باید از آن بنحو احسن حد اکثر استفاده را بکنیم ولی حقیقت اینست که حدود نود درصد یا بیشتر از آن از مردم ما،  بدون هدف مشخصی در این محیط بسیار مساعد و ارزشمند حضور دارند که  فقط مشغول اتلاف وقت خود و دیگران هستند و مطالبی را عنوان میکنند که هیچ فایده ای از آن حاصل نمی شود و حضور شان فقط برای اینست که خود را بنمایش بگذارند و در این خود شیفتگی سر گرم بمانند.

 بیائید مثل بقیه مردم صاحب حق جهان دست بیکی کرده به مطالبی اساسی که سبب بازیابی حقوق از دست رفته و بازسازی هویت تخریب شده مان میشود به پردازیم و نهضتی را که به منظور رسیدن به عدالت و وتواجهی ملت بلوچ با زحمت زیاد  به  راه افتاده است همیاری کرده و تا رسیدن به منزل مقصود شانه به شانه و بازو در بازوی  یکدیکر به پیش رویم. اگر چنین کنیم لطف و نصرت خدا شامل حال مان خواهد شد چون خداوند وعده نصرتش را به جمع داده است و نه به فرد. یدالله مع الجماعه. بیائید از این فرهنگ خود خواهی و فرد گرائی بدر آئیم و همانند ملتهای پیروز و موفق جهان زندگی در جمع را یاد بگیریم. اللهم افتح بیننا و بین قومنا  بالحق و انت خیر الفاتحین. آمین یا رب العالمین.

سبحان الله و بحمده

بنام الله مقتدر

این دعا ها را یاد بگیریم:

این تسبیح بسیار مفید را یاد بگیریم و مرتب بخوانیم:

سبحان الله و بحمده سبحان الله العظیم . آنگلیسی آنرا هم یاد بگیریم میشود:
 Pure is Allah   and  all  praises are due to  Him only. Pure is Allah the   Great.
فارسی آن میشود: پاک است الله ، همه ستایش ها فقط برای اوست . پاک است الله عظیم.

این تسبیح را اکر بطور مرتب در صبح و عصر بخوانیم در دنیا و اخرت در پناه الله  مقتدر خواهیم بود .  در حدیثی آمده است که این تسبیح بر زبان خیلی سبک و آسان و در ترازوی اعمال بسیار وزین و سنگین است. بیائید با ذکر مستمر از برکات آن استفاده نمائیم.

۱۳۹۳ خرداد ۱۵, پنجشنبه

نامه سر گشاده به آیت الله خامنه ای





بنام الله مقتدر
بتاریخ: 16/3/1393 خورشیدی مظابق با 6/6/2014 میلادی
نامه سر گشاده:

حضرت آیت الله  خامنه ای
رهبر محترم جمهوری اسلامی ایران
السلام علیکم و رحمة الله و برکاته
          پس از تقدیم مراتب احترام، از آنجائیکه مسئولیت اداره مملکت بعهده جنابعالی است و از آنجائیکه مسئولین ارگانهای حساس نظام در رده های مختلف بطور دلبخواه و خود سرانه عمل میکنند و پایبند هیچ آداب و قانونی نیستند و هر مسئولی بی پروا از مواخذه بقدر توان خود مشغول غارت کردن و چاپیدن ثروت های عمومی مملکت  و خالی کردن جیب ملت با شیوه های گوناگون هستند اقدامی جدی از سوی حضرتعالی برای کنترل این وضع آشفته و بی بند و باری های  اداری و کارمند سالاری موهن و مطلق العنان نیاز شدید ملت است. ملت شریف ایران ملتی که انقلاب کرد و شما را بر اریکه قدرت نشاند امروز زیر پرچم شما سیاه ترین دوران زندگی خود را دارد میگذراند و هرگز تصور رسیدن به چنین روزی را نداشت. جنابعالی که رهبر معظم نظام و کشور هستید و این مسئولیت سنگین را بعهده گرفته اید برای برون رفت مملکت از این وضع  بسیار تاسف بر انگیز چه تدبیر و راهکاری می اندیشید که آه این توده های مظلوم دامن شما را نگیرد و این ملت بدبخت که جنابعالی در اوایل ورود به  این منزلت بزرگ و مقام معظم رهبری آنان را ولی نعمت خود میگفتید و این ولی نعمت های شما امروز از دست مامورین خودسر و  رشوه خوار و غارتگر تان  گرفتار دخمصه و مخمصه آنچنان عجیبی شده اند که امکان وصفش نیست چنین پیداست که آن مقام عظمی هم دیگر توان کنترل این مامورین خود سر را ندارید و معلوم نیست که در نهایت چه بسر این مردم و این مملکت می آید. جناب رهبر معظم مامورین شما در بلوچستان ما ظلم و توهین و تحقیر را در حق ملت شریف و صبور بلوچ از محدوده قابل تحمل گذرانده اند و همه امید ها از رسیدن بعدالت با این وضع موجود تبدیل به یاس شده است و هیج ملتی را در هیج جای  دنیا اینهمه تضعیف و تحقیر نکرده اند.  رفتار مامورین شما با ملت بلوچ رفتاری انسانی نیست  و باید قبول بفرمائید که این وضع را بیش از این نمی توان تحمل کرد و ما برای اینکه در سرزمین خدادادی خود از امنیت و صیانت کافی بر خوردار باشیم و با  این روندی که الان دارد پیش میرود پر واضح است که  نابودی کامل ملت بلوچ در هدف است و ما نمیخواهیم نابود شویم و نمی خواهیم که فارس های بیشتری در سرزمین ما حضور پیدا کنند و همه سر زمین و دار و ندار ما  را تصا حب کنند. زنده ماندن  و با کرامت زندگی کردن در سرزمین خود حق مسلم ما و حق مسلم هر ملتی است و شما این حق را از ما ملیت های درون مرزی  سلب نفرمائید.
          برای اینکه ما نابود نشویم مانند همه ملتهای آزاد دنیا برای خود تدبیری اندیشیده ایم و تنها با تنفیذ همین تدبیر است که ما از نابودی نجات پیدا خواهیم کرد و آن تدبیر حیاتی  برای ملت بلوچ مسئله خودمختاری بلوچستان است همان جیزی که بنده در بحبوحه پیروزی انقلاب با جنابعالی که از دوستان نزدیک تان بودم  درمیان گذاشتم و شما نه پذیرفتید. دقیقا با این جمله که فرمودید: آقای آرمیان شما و عیسی خان خودمختاری میخواهید ،  عربهای خوزستان خود مختاری میخواهند، کردها و آذری ها خود مختاری میخواهند،  ترکمن ها  خود مختاری میخواهند دیگه چیزی برای ایران باقی نمی مانه. بنده در جواب جنابعالی عرض کردم که اتفاقا اگر به اقلیت های قومی خود مختاری داده شود همه ایران خیلی زود به شکوفائی و خودکفائی و آبادی کامل خواهد رسید چون کشمکش های قومی بوجود نخواهد آمد و بودجه های مملکت بجای تسلیحات و مخارج نظامی غیر ضروری  صرف سازندگی و آبادانی همه جای مملکت خواهد شد. حرف جنابعالی این بود که آقای آرمیان شما یک فرد انقلابی هستید و برای انقلاب زحمت کشیده اید و در خط  حضرت  امام دارید  کار میکنید من شما را دوست دارم بنشینید با ما همکاری کنید و ما برنامه سازندگی در بلوچستان را اولویت داده و با نظر شما انجام خواهیم داد. اما من مصر بودم که مسئله خود مختاری بلوچستان همین حالا که  قانون اساسی نظام جمهوری اسلامی در حال بر رسی و تدوین  است از مجلس بگذرد و من از آن پس برای سازندگی  در اختیار شما خواهم بود ولی نظر بنده  پذیرفته نشد و راه ما از هم جدا گردید.
          حالا پس از گذشت سی و پنج سال ملت بلوچ از دست مامورین شما ظلم و تبعیض و تحقیر بیش از حد  دیده و کاملا در شرف نابودی و از دست دادن هویت خدادادی خویش قرار گرفته است. مامورین شما بطور روزمره مردم بلوچ را که در سر زمین خود و اطراف مرز به دنبال لقمه نانی هستند بدون کمترین واهمه ای با تیراندازی مستقیم می کشند و هیچ مرجع و دادگاهی برای رسیدگی وجود ندارد و آماری هم از آنان تهیه نمیشود  و این یک رفتار ضد بشری و غیر قابل تحمل است که به مدت سی و پنج سال تحمل شده است لذا بنده  از حضرتعالی که قدرت مملکت را بطور کامل در اختیار دارید تقاضا میکنم دستور فرمائید مجلس شورای اسلامی مسئله خود مختاری بلوچستان را حد اکثر تا پایان سال دوهزار و پانزده میلادی به تصویب برساند و اداره بلوچستان خودمختار بر اساس مندرجات اساسنامه " نهضت عدالت بلوچستان " خواهد بود و با تصویب این برنامه عادلانه بلوچستان جزء لاینفکی از کشور بزرگ و عزیز ایران باقی خواهد ماند  و مسئولیت همبستگی و یکپارچگی آنرا با ایران  پارلمان بلوچستان تضمینا بعهده خواهد  گرفت و اگر این برنامه عادلانه تا پایان مهلت فوق به تصویب نرسید دلالت بر این امر واضح را خواهد داشت که نابودی ملت بلوچ به عنوان یک هدف استراتژیک  نظام در دست اقدام است و ما این کارثه را  نخواهیم پذیرفت و با دل ناخواسته و اجبارا در آغاز سال 2016 میلادی پرونده بلوچستان را برای استقلال و جدائی کامل از ایران به سازمان ملل متحد خواهیم برد و آن وقت شما حق ندارید ما را گشتار کنید چون ما به عنوان انسان و مثل همه انسان های دیگر جهان حق حیات شرافتمندانه و پر امنیت داریم که فعلا نظام شما این حقوق بنیادین را از ملت ما سلب کرده است.  امیدواریم حضرتعالی قبل از مراجعه ما به سازمان ملل متحد این تقاضای عادلانه ما را مورد توجه و عنایت خاص خود  قرار داده از مجلس بگذرانید  تا  با  این اقدام نیک  خود  کاری تاریخی انجام داده باشید،   تشکر.
با تقدیم اخترامات شایسته
محمد آرمیان
دبیر کل  " نهضت عدالت بلوچستان"

رونوشت به : جناب آقای حسن روحانی رئیس جمهور محترم  و جناب آقای علی لاریجانی ریاست محترم مجلس و نمایندگان محترم بلوچستان در مجلس شورای اسلامی.
رونوشت این نامه همراه با ترجمه انگلیسی آن  به سازمان ملل متحد، پارلمان اتحادیه اروپا
وزارت  خارجه انگلیس  و وزارت خارجه   امریکا نیز ارسال خواهد شد.


آموزش زبان بلوچس

برای یاد گرفتن زبان بلوچی  در گوگل سرچ کنید :   آموزش زبان بلوچی  تالیف : محمد آرمیان.
 این برنامه در فرمت پیکاسا  در اختیار شما قرار خواهد گرفت. اگر مفید یافتید برایم دعا کنید. متشکرم.

۱۳۹۳ خرداد ۱۴, چهارشنبه

از آدم یکرنگ مترس

بنام الله مقتدر
از آدم یکرنگ مترس

شعر از: محمد آرمیان

از  آدم  دل  ساده  و  یک  رنگ   مترس
از آنکه پر ز مکر است و ز نیرنگ بترس

زان کس که سرش بزرگ است مترس
از آدم   سر کوچک  و بی مغز  بترس


ابن شعر بتاریخ 1/11/1992  گفته شده است.

گر مشت زنی همیشه بر دهان یکدنده بزن

بنام الله مقتدر

گر مشت زنی بر دهان یکدنده بزن

شعر از:  محمد آرمیان

گر مشت زنی همیشه بر دهان یک دنده بزن
اول که مزن،  گر زدی محکم و ارزنده بزن

بی هدف گر بزنی ضربه، بهتر که  مزن
چون  پتک  بزن  کوبنده  و سازنده  بزن


این شعر بتاریخ: 2/11 / 1992  سروده شده است.